operating

[ایالات متحده]/ˈɔpəˌreɪtɪŋ/
[بریتانیا]/'ɑpəretɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با فرآیند عملکرد یا مدیریت؛ مرتبط با روش‌های جراحی.

عبارات و ترکیب‌ها

operating system

سیستم عامل

operating room

اتاق عمل

operating principle

اصل عملکرد

operating mechanism

مکانیزم عملیاتی

operating mode

حالت عملکرد

operating condition

شرایط عملکرد

operating cost

هزینه عملیاتی

operating efficiency

کارایی عملیاتی

operating performance

عملکرد عملیاتی

operating environment

محیط عملیاتی

operating temperature

دمای عملیاتی

operating procedure

روش کار

operating time

زمان کارکرد

operating method

روش عملیاتی

operating company

شرکت بهره‌بردار

operating experience

تجربه عملیاتی

operating range

محدوده عملکرد

operating pressure

فشار عملیاتی

operating speed

سرعت عملکرد

operating income

درآمد عملیاتی

جملات نمونه

a gain in operating income.

افزایش در درآمد عملیاتی

an annual operating deficit.

کسری عملیاتی سالانه.

exposure of operating personnel

قرار گرفتن در معرض کارمندان عملیاتی

The machine is operating properly.

دستگاه به درستی کار می‌کند.

in normal operating conditions

در شرایط عملکردی عادی

An operating theatre should be a sterile environment.

یک تئاتر عمل باید یک محیط استریل باشد.

the government is operating in an economic straitjacket.

دولت در یک بن بست اقتصادی فعالیت می‌کند.

forces operating on the economy.

نيروهاي فعال در اقتصاد.

the operating radius of a helicopter.

شعاع عملیاتی یک بالگرد.

an operating theater at a medical school.

یک تئاتر عمل در یک دانشکده پزشکی.

an open-source operating system.

یک سیستم عامل متن باز.

foreign multinationals operating in the UK

شرکت‌های چند ملیتی خارجی که در بریتانیا فعالیت می‌کنند

The company is operating entirely within the law.

شرکت کاملاً مطابق با قانون فعالیت می‌کند.

She was in the operating theatre for two hours.

او به مدت دو ساعت در تئاتر عمل بود.

a spy operating under the alias Barsad.

یک جاسوس که تحت نام مستعار بارساد فعالیت می‌کرد.

allegations that the army was operating a shoot-to-kill policy.

اتهامات مبنی بر اینکه ارتش یک سیاست شلیک به قتل را دنبال می‌کرد.

the company dominates the market for operating system software.

این شرکت بازار نرم‌افزار سیستم عامل را تحت سلطه دارد.

your duties will include operating the switchboard.

وظایف شما شامل کار با سوییچ‌بورد خواهد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید