functioning

[ایالات متحده]/'fʌŋkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عملیات، عملیات عادی، کارکرد

عبارات و ترکیب‌ها

proper functioning

عملکرد صحیح

mental functioning

عملکرد ذهنی

جملات نمونه

her liver is functioning normally.

کبد او به طور طبیعی کار می‌کند.

Problems arise when the body’s immune system is not functioning adequately.

مشکلات زمانی ایجاد می‌شوند که سیستم ایمنی بدن به درستی کار نمی‌کند.

The Bema became a standard fixture in Eastern Orthodox churches, functioning as a stage for the altar and clergy.

بِما به یک ویژگی استاندارد در کلیساهای ارتدکس شرقی تبدیل شد و به عنوان صحنه ای برای مذبح و روحانیون عمل کرد.

It is also an excellent method to study the non-functioning kidney which cannot be seen in the intravenous pyelogram.

همچنین روش بسیار خوبی برای بررسی کلیه غیرفعال است که نمی‌توان آن را در پیلوگرافی داخل وریدی مشاهده کرد.

3.The source and functioning as well as the separation, purification, identification and the effect of host sear-ching kairomone were studied.

مطالعه‌ای در مورد منبع و عملکرد و همچنین جداسازی، خالص‌سازی، شناسایی و تأثیر کایرومون جستجوی میزبان انجام شد.

There is only one known species of primate that still has a functioning third eyelid, and that is the Calabar angwantibo (closely related to lorises) which lives in West Africa.

فقط یک گونه شناخته شده از ح Primates وجود دارد که هنوز پلک سوم عملکردی دارد و آن Calabar angwantibo (به طور نزدیک به لوری‌ها مرتبط) است که در آفریقای غربی زندگی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید