running

[ایالات متحده]/ˈrʌnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrʌnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل سریع حرکت کردن بر روی پا
adj. در جریان مداوم
v. پیشرفت کردن یا دستیابی به چیزی به روشی سریع برای راضی کردن کسی؛ داشتن/نداشتن فرصت برای موفقیت؛ قادر بودن/نبودن برای به دست آوردن (چیزی)

عبارات و ترکیب‌ها

running shoes

کفش‌های دویدن

running track

مسیر دو

running marathon

ماراتن دویدن

running race

مسابقه دو

running club

باشگاه دو

running in

دویدن در

in the running

در حال انجام

running out

در حال تمام شدن

running water

آب جاری

running time

زمان دویدن

running cost

هزینه دویدن

running state

وضعیت دویدن

running speed

سرعت دویدن

running status

وضعیت دویدن

normal running

دویدن عادی

up and running

در حال اجرا

smooth running

دویدن روان

running down

دویدن به سمت پایین

running conditions

شرایط دویدن

running system

سیستم دویدن

running off

دویدن دور

running mate

همراه در مسابقه

good running

دویدن خوب

long running

دویدن طولانی

جملات نمونه

running on the spot.

دویدن درجا

This is a running track.

این یک پیست دویدن است.

a fast running track.

یک پیست سریع دویدن.

Running on the ice is inadvisable.

دویدن روی یخ غیرقابل توصیه است.

a railway running at a loss.

یک راه‌آهن که با ضرر فعالیت می‌کند

he is in the running for an Oscar.

او برای دریافت جایزه اسکار در حال رقابت است.

This machine is not running correctly.

این دستگاه به درستی کار نمی کند.

Football and running are sports.

فوتبال و دویدن ورزش هستند.

You are running to fat.

شما در حال چاق شدن هستید.

a running conversation; a running joke among us.

یک مکالمه پیوسته؛ یک شوخی رایج بین ما.

She’s definitely in the running for a prize.

او به احتمال زیاد برای دریافت جایزه در نظر گرفته می شود.

Life is running smoothly for them.

زندگی برای آنها به خوبی پیش می رود.

there was no danger of the champagne running out.

هیچ خطری وجود نداشت که شامپاین تمام شود.

the car is still running like a dream.

ماشین هنوز هم مثل خواب به خوبی کار می کند.

she is responsible for the efficient running of their department.

او مسئولیت اجرای کارآمد بخش آنها را بر عهده دارد.

نمونه‌های واقعی

One caller asked if the ferry was running.

یک تماس‌گیرنده پرسید که آیا کشتی در حال کار است یا خیر.

منبع: Collection of Interesting Stories

Whisper of running streams, and winter lightning.

نجواهای جریان‌های در حال حرکت و رعد و برق زمستانی.

منبع: Four Quartets

Primary election has been running for months.

انتخابات مقدماتی برای ماه‌ها در حال انجام بوده است.

منبع: CNN Listening Collection November 2012

But time maybe running out to save JCPenney.

اما شاید زمان برای نجات JCPenney رو به پایان باشد.

منبع: CNN 10 Student English May/June 2018 Compilation

I started running for Maud down the street literally. Literally, I started running. Yes, ma'am.

من به طور واقعی برای مائود به سمت پایین خیابان شروع به دویدن کردم. به طور واقعی، من شروع به دویدن کردم. بله، خانم.

منبع: NPR News May 2020 Compilation

Tie score. We're running out of time.

امتیاز مساوی. زمان برای ما تمام می‌شود.

منبع: Friends Season 3

OK, take care! Hey, nice running into you!

باشه، مراقب باش! سلام، خوشحالم که با شما برخورد کردم!

منبع: Authentic American English

And Venezuela is still running out of water.

و ونزوئلا هنوز هم در حال کمبود آب است.

منبع: CNN Listening Collection April 2019

Do you know when it's running again?

می‌دانید چه زمانی دوباره شروع به کار می‌کند؟

منبع: Cambridge BEC Intermediate Listening Past Papers (Volume 2)

That's because fervor over Kashmir has been running high since Monday.

این به این دلیل است که شور و اشتیاق در مورد کشمیر از دوشنبه به بعد بسیار زیاد بوده است.

منبع: NPR News August 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید