working

[ایالات متحده]/ˈwɜːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈwɜːrkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به کار یا عمل انجام وظایف; قادر به عمل کردن
n. عمل انجام وظایف یا عملیات; ایجاد یا تولید چیزی; یک فعالیت یا دستکاری
v. انجام وظایف یا عملیات; تأثیر داشتن; استخدام شدن

عبارات و ترکیب‌ها

working hard

سخت کار کردن

working overtime

کار در ساعات اضافی

working remotely

کار از راه دور

working principle

اصل کار

working experience

تجربه کاری

working on

کار کردن بر روی

working environment

محیط کار

working process

فرآیند کار

working condition

شرایط کار

working out

تمرین کردن

working face

صورت کار

working procedure

روش کار

hard working

سخت‌کوش

working hours

ساعات کاری

working class

طبقه کارگر

working life

زندگی کاری

working people

کارگران

working time

زمان کار

working group

گروه کاری

working pressure

فشار کار

working day

روز کاری

working surface

سطح کار

جملات نمونه

the workings of the brain

عملکرد مغز

the workings of the mind.

عملکرد ذهن.

the workings of a motor

عملکرد یک موتور

They are working in the field.

آنها در زمینه کار می‌کنند.

in goodish working order.

در وضعیت کاری نسبتاً خوبی.

working with feverish haste.

با عجله شدید کار کردن.

the size of the working population.

اندازه جمعیت شاغل.

a long working day.

یک روز کاری طولانی.

working at peak efficiency.

در اوج کارایی کار کردن.

نمونه‌های واقعی

What's up? You guys working hard or hardly working?

چه خبر؟ شماها سخت کار می‌کنید یا به‌سختی کار می‌کنید؟

منبع: Silicon Valley Season 5

Be patient, be motivated, be hard working.

صبور باشید، انگیزه داشته باشید، سخت کار کنید.

منبع: Engvid-Adam Course Collection

The cell phones were not working consistently.

تلفن‌های همراه به طور مداوم کار نمی‌کردند.

منبع: Giuliani's 911

The old dustman has been working on this street for twenty years.

مرد گرد و غبار قدیمی بیست سال است که در این خیابان کار می‌کند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

This is what I've been working on.

این چیزی است که من روی آن کار کرده‌ام.

منبع: Big Hero 6

Everyday that meerkat is working we are saving rhinos.

هر روز که آن میمونی کار می‌کند، ما در حال نجات کرگدن‌ها هستیم.

منبع: CNN 10 Student English February 2020 Compilation

How long has he been working on this?

او چقدر است که روی این کار می‌کند؟

منبع: Universal Dialogue for Children's Animation

You do get an eerie feeling, especially working upstairs at that bar.

احساس عجیبی دارید، به‌ویژه وقتی که در طبقه بالا در آن بار کار می‌کنید.

منبع: U.S. Route 66

When you come back, it will be working.

وقتی برگردید، آن کار خواهد کرد.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

" His attempt is not working? " Harry repeated blankly.

«تلاش او کار نمی‌کند؟» هری به طور خالی تکرار کرد.

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید