outpaces

[ایالات متحده]/aʊtˈpeɪsɪz/
[بریتانیا]/aʊtˈpeɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراتر رفتن از سرعت یا عملکرد

عبارات و ترکیب‌ها

outpaces competitors

از رقبای پیشی می‌گیرد

outpaces expectations

از انتظارات پیشی می‌گیرد

outpaces growth

از رشد پیشی می‌گیرد

outpaces demand

از تقاضا پیشی می‌گیرد

outpaces rivals

از رقیبان پیشی می‌گیرد

outpaces market

از بازار پیشی می‌گیرد

outpaces trends

از روندها پیشی می‌گیرد

outpaces technology

از فناوری پیشی می‌گیرد

outpaces production

از تولید پیشی می‌گیرد

outpaces inflation

از تورم پیشی می‌گیرد

جملات نمونه

the growth of technology outpaces our ability to adapt.

رشد فناوری از توانایی ما برای انطباق پیشی می‌گیرد.

in the race, her speed outpaces all the competitors.

در مسابقه، سرعت او از همه رقیبان پیشی می‌گیرد.

the demand for renewable energy outpaces supply.

تقاضا برای انرژی‌های تجدیدپذیر از عرضه پیشی می‌گیرد.

his talent outpaces that of his peers.

استعداد او از همسالانش پیشی می‌گیرد.

the company's profits outpace expectations this quarter.

در این فصل، سود شرکت از انتظارات پیشی می‌گیرد.

as cities grow, urbanization outpaces infrastructure development.

با رشد شهرها، روند شهرنشینی از توسعه زیرساخت‌ها پیشی می‌گیرد.

her enthusiasm for learning outpaces her classmates.

اشتیاق او برای یادگیری از همکلاسی‌هایش پیشی می‌گیرد.

the pace of climate change outpaces our response efforts.

سرعت تغییرات آب و هوایی از تلاش‌های پاسخگویی ما پیشی می‌گیرد.

innovation often outpaces regulation in the tech industry.

نوآوری اغلب در صنعت فناوری از مقررات پیشی می‌گیرد.

his work ethic outpaces that of anyone i know.

اخلاق کاری او از هر کسی که می‌شناسم پیشی می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید