outpaces competitors
از رقبای پیشی میگیرد
outpaces expectations
از انتظارات پیشی میگیرد
outpaces growth
از رشد پیشی میگیرد
outpaces demand
از تقاضا پیشی میگیرد
outpaces rivals
از رقیبان پیشی میگیرد
outpaces market
از بازار پیشی میگیرد
outpaces trends
از روندها پیشی میگیرد
outpaces technology
از فناوری پیشی میگیرد
outpaces production
از تولید پیشی میگیرد
outpaces inflation
از تورم پیشی میگیرد
the growth of technology outpaces our ability to adapt.
رشد فناوری از توانایی ما برای انطباق پیشی میگیرد.
in the race, her speed outpaces all the competitors.
در مسابقه، سرعت او از همه رقیبان پیشی میگیرد.
the demand for renewable energy outpaces supply.
تقاضا برای انرژیهای تجدیدپذیر از عرضه پیشی میگیرد.
his talent outpaces that of his peers.
استعداد او از همسالانش پیشی میگیرد.
the company's profits outpace expectations this quarter.
در این فصل، سود شرکت از انتظارات پیشی میگیرد.
as cities grow, urbanization outpaces infrastructure development.
با رشد شهرها، روند شهرنشینی از توسعه زیرساختها پیشی میگیرد.
her enthusiasm for learning outpaces her classmates.
اشتیاق او برای یادگیری از همکلاسیهایش پیشی میگیرد.
the pace of climate change outpaces our response efforts.
سرعت تغییرات آب و هوایی از تلاشهای پاسخگویی ما پیشی میگیرد.
innovation often outpaces regulation in the tech industry.
نوآوری اغلب در صنعت فناوری از مقررات پیشی میگیرد.
his work ethic outpaces that of anyone i know.
اخلاق کاری او از هر کسی که میشناسم پیشی میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید