foregoes the chance
از دست دادن شانس
foregoes the option
از دست دادن گزینه
foregoes the reward
از دست دادن پاداش
foregoes the benefit
از دست دادن سود
foregoes the risk
از دست دادن خطر
foregoes the profit
از دست دادن سود
foregoes the right
از دست دادن حق
foregoes the privilege
از دست دادن امتیاز ویژه
foregoes the meeting
از دست دادن جلسه
foregoes the payment
از دست دادن پرداخت
she foregoes dessert to maintain her diet.
او برای حفظ رژیم غذایی خود، دسر را کنار میگذارد.
he foregoes his lunch break to finish the project.
او برای اتمام پروژه، استراحت ناهار خود را کنار میگذارد.
the company foregoes profits for the sake of sustainability.
شرکت به خاطر پایداری، سود را کنار میگذارد.
they forego their vacation plans due to work commitments.
آنها به دلیل تعهدات کاری، برنامههای تعطیلات خود را کنار میگذارند.
she foregoes her favorite tv show to study for exams.
او برای آمادگی برای امتحانات، برنامه تلویزیونی مورد علاقه خود را کنار میگذارد.
he foregoes a promotion to help his team succeed.
او برای کمک به موفقیت تیمش، ترفیع را کنار میگذارد.
the athlete foregoes the competition to recover from injury.
ورزشکار برای بهبودی از آسیبدیدگی، مسابقه را کنار میگذارد.
she foregoes her usual coffee to improve her sleep.
او برای بهبود کیفیت خوابش، قهوه معمول خود را کنار میگذارد.
he foregoes luxury items to save for a house.
او برای پسانداز برای خرید خانه، کالاهای لوکس را کنار میگذارد.
they forego the ceremony to prioritize their family's needs.
آنها برای اولویت دادن به نیازهای خانوادهشان، مراسم را کنار میگذارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید