trails

[ایالات متحده]/treɪlz/
[بریتانیا]/treɪlz/

ترجمه

n. ردپا یا نشان‌هایی که از کسی یا چیزی به جا می‌ماند
v. دنبال کردن یا ردیابی کسی یا چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

trails behind

مسیرها پشت سر

hiking trails

مسیرهای پیاده‌روی

follow trails

دنبال کردن مسیرها

blazing trails

مسیرهای آتشین

trails off

مسیرها منحرف می‌شوند

marked trails

مسیرهای علامت‌گذاری شده

trails end

مسیرها به پایان می‌رسند

new trails

مسیرهای جدید

trails lead

مسیرها هدایت می‌کنند

lost trails

مسیرهای گم‌شده

جملات نمونه

we followed the winding trails through the forest.

ما مسیرهای پرپیچ و خم را در جنگل دنبال کردیم.

the hiking trails offered stunning views of the valley.

مسیرهای پیاده‌روی مناظر خیره‌کننده از دره را ارائه می‌دادند.

the trails were muddy after the heavy rain.

بعد از باران شدید، مسیرها گل‌آلود بودند.

the mountain trails are challenging but rewarding.

مسیرهای کوهستانی چالش‌برانگیز اما پاداش‌دهنده هستند.

we left the trails to explore the area further.

ما مسیرها را ترک کردیم تا منطقه را بیشتر کاوش کنیم.

the park has a network of well-maintained trails.

پارک دارای شبکه ای از مسیرهای حفظ شده است.

the scent of pine filled the air along the trails.

بوی کاج هوا را در طول مسیرها پر می‌کرد.

the trails led us to a beautiful waterfall.

مسیرها ما را به یک آبشار زیبا رساندند.

bikers and hikers often share the same trails.

دوچرخه‌سواران و کوهنوردان اغلب از مسیرهای یکسان استفاده می‌کنند.

we packed water and snacks for the long trails.

ما آب و تنقلات برای مسیرهای طولانی به همراه داشتیم.

the trails were busy with people enjoying the sunshine.

مسیرها مملو از افرادی بودند که از آفتاب لذت می‌بردند.

the dog loved running off-leash on the trails.

سگ دوست داشت بدون قلاده در مسیرها بدود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید