overflows

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈfləʊz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈfloʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سرریز شدن یا سیلابی شدن; پر شدن به حد زیاد; شلوغ بودن با مردم; فراتر رفتن از محدودیت‌ها; بیش از حد دست‌اندازی کردن یا گسترش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

memory overflows

سرریز حافظه

buffer overflows

سرریز بافر

data overflows

سرریز داده

stack overflows

سرریز پشته

input overflows

سرریز ورودی

output overflows

سرریز خروجی

queue overflows

سرریز صف

stream overflows

سرریز جریان

cache overflows

سرریز کش

field overflows

سرریز فیلد

جملات نمونه

the river overflows during the rainy season.

رودخانه در طول فصل بارانی سرریز می شود.

the cup overflows when it's filled too much.

وقتی خیلی پر شود، فنجان سرریز می شود.

her emotions overflow when she talks about her family.

وقتی درباره خانواده اش صحبت می کند، احساساتش سرریز می شود.

the garden overflows with beautiful flowers in spring.

باغ در بهار با گل های زیبا سرریز می شود.

his enthusiasm for the project overflows.

اشتیاق او برای پروژه سرریز می شود.

the bucket overflows if you don't stop the water.

اگر جلوی آب را نگیرید، سطل سرریز می شود.

joy overflows during the holiday celebrations.

در طول جشن های تعطیلات، شادی سرریز می شود.

the city overflows with tourists in the summer.

در تابستان، شهر مملو از گردشگران است.

her creativity overflows in her artwork.

خلاقیت او در آثار هنری او سرریز می شود.

the library overflows with books on various subjects.

کتابخانه مملو از کتاب درسیار موضوعات است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید