memory overflows
سرریز حافظه
buffer overflows
سرریز بافر
data overflows
سرریز داده
stack overflows
سرریز پشته
input overflows
سرریز ورودی
output overflows
سرریز خروجی
queue overflows
سرریز صف
stream overflows
سرریز جریان
cache overflows
سرریز کش
field overflows
سرریز فیلد
the river overflows during the rainy season.
رودخانه در طول فصل بارانی سرریز می شود.
the cup overflows when it's filled too much.
وقتی خیلی پر شود، فنجان سرریز می شود.
her emotions overflow when she talks about her family.
وقتی درباره خانواده اش صحبت می کند، احساساتش سرریز می شود.
the garden overflows with beautiful flowers in spring.
باغ در بهار با گل های زیبا سرریز می شود.
his enthusiasm for the project overflows.
اشتیاق او برای پروژه سرریز می شود.
the bucket overflows if you don't stop the water.
اگر جلوی آب را نگیرید، سطل سرریز می شود.
joy overflows during the holiday celebrations.
در طول جشن های تعطیلات، شادی سرریز می شود.
the city overflows with tourists in the summer.
در تابستان، شهر مملو از گردشگران است.
her creativity overflows in her artwork.
خلاقیت او در آثار هنری او سرریز می شود.
the library overflows with books on various subjects.
کتابخانه مملو از کتاب درسیار موضوعات است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید