spills

[ایالات متحده]/[spɪlz]/
[بریتانیا]/[spɪlz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جاری شدن یا نشت کردن؛ ریختن مایع.
n. نمونه‌ای از جاری شدن یا نشت کردن؛ مقدار زیادی از چیزی که ریخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

spills over

سرریز می‌کند

spills the beans

فاش کردن

spilled milk

شیر ریخته شده

spilling secrets

افشای رازها

spills and thrills

هیجان و سرگرمی

spills out

بیرون می‌ریزد

spills happen

ریختن اتفاق می‌افتد

spills coffee

قهوه می‌ریزد

spilled juice

آبمیوه ریخته شده

spills the truth

حقیقت را فاش می‌کند

جملات نمونه

the child accidentally spills juice on the carpet.

کودک به طور تصادفی آبمیوه روی فرش می‌ریزد.

he spills his coffee while rushing to a meeting.

او در حالی که برای رفتن به یک جلسه عجله دارد، قهوه خود را می‌ریزد.

the restaurant owner quickly cleans up the milk spills.

صاحب رستوران به سرعت حوادث شیر را تمیز می‌کند.

don't spill any water on the electrical equipment.

آب را روی تجهیزات الکتریکی نریزید.

she spills the beans about the surprise party.

او راز مهمانی را فاش می‌کند.

the company's stock price spills downward after the announcement.

پس از اعلام، قیمت سهام شرکت به طور چشمگیری کاهش می‌یابد.

he spills his heart out to her about his feelings.

او تمام وجودش را برایش درباره احساساتش می‌ریزد.

the container was designed to prevent spills during transport.

ظرف برای جلوگیری از ریزش در هنگام حمل و نقل طراحی شده است.

the dog spills out of the car as the door opens.

وقتی در باز می‌شود، سگ از ماشین بیرون می‌ریزد.

the government's investigation spills into several departments.

تحقیقات دولتی به چندین بخش گسترش می‌یابد.

the paint spills across the canvas, creating an abstract design.

رنگ روی بوم می‌ریزد و طرحی انتزاعی ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید