copes

[ایالات متحده]/kəʊps/
[بریتانیا]/koʊps/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. با موفقیت کنار آمدن یا مدیریت کردن؛ پاسخ دادن یا رسیدگی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

copes with stress

با استرس کنار می‌آید

copes with change

با تغییرات کنار می‌آید

copes with loss

با از دست دادن کنار می‌آید

copes with challenges

با چالش‌ها کنار می‌آید

copes with difficulties

با سختی‌ها کنار می‌آید

copes with pressure

با فشار کنار می‌آید

copes with anxiety

با اضطراب کنار می‌آید

copes with grief

با غم و اندوه کنار می‌آید

copes with fear

با ترس کنار می‌آید

copes with adversity

با بدبختی کنار می‌آید

جملات نمونه

she copes well with stress at work.

او به خوبی با استرس در محل کار کنار می‌آید.

he copes with difficult situations effectively.

او به طور موثر با شرایط دشوار کنار می‌آید.

they cope by staying positive and hopeful.

آنها با مثبت اندیشی و امیدوار ماندن کنار می‌آیند.

how she copes with loss is inspiring.

نحوه کنار آمدن او با از دست دادن الهام بخش است.

he copes by talking to friends and family.

او با صحبت کردن با دوستان و خانواده کنار می‌آید.

she copes with her busy schedule by planning ahead.

او با برنامه‌ریزی از قبل با برنامه شلوغ خود کنار می‌آید.

he copes with anxiety through meditation.

او با مدیتیشن با اضطراب کنار می‌آید.

they cope with challenges by working together.

آنها با همکاری با چالش‌ها کنار می‌آیند.

she finds ways to cope with her emotions.

او راه‌هایی برای کنار آمدن با احساسات خود پیدا می‌کند.

he copes with change by being adaptable.

او با انعطاف پذیر بودن با تغییرات کنار می‌آید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید