overpass

[ایالات متحده]/ˈəʊ.və.pɑːs/
[بریتانیا]/ˈoʊ.vər.pæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پلی که یک جاده یا مسیر را بر روی جاده یا مسیر دیگری حمل می‌کند
v. فراتر رفتن؛ گذشتن از؛ نادیده گرفتن؛ نقض کردن

عبارات و ترکیب‌ها

road overpass

پل روگذر

pedestrian overpass

پل عابر پیاده

overpass bridge

پل روگذر

overpass construction

ساختمان روگذر

overpass exit

خروجی روگذر

overpass traffic

ترافیک روگذر

overpass design

طراحی روگذر

overpass maintenance

نگهداری روگذر

overpass signs

علائم روگذر

overpass view

نمای روگذر

جملات نمونه

the overpass connects the two neighborhoods.

پل ارتباطی دو محله را به هم متصل می‌کند.

we walked under the overpass to avoid the rain.

برای جلوگیری از باران، زیر پل رفتیم.

the overpass is often congested during rush hour.

پل اغلب در ساعات شلوغی ترافیکی، سنگین است.

there is a beautiful mural on the overpass.

یک نقاشی دیواری زیبا روی پل وجود دارد.

drivers should be cautious when approaching the overpass.

رانندگان باید هنگام نزدیک شدن به پل مراقب باشند.

they are building a new overpass to improve traffic flow.

آنها در حال ساخت یک پل جدید برای بهبود جریان ترافیک هستند.

the overpass provides a shortcut to the city center.

پل یک مسیر میانبر به مرکز شهر فراهم می‌کند.

pedestrians can use the overpass to cross the busy road safely.

پیاده‌روها می‌توانند از پل برای عبور ایمن از خیابان شلوغ استفاده کنند.

they installed lights on the overpass for better visibility at night.

آنها برای دید بهتر در شب، چراغ‌هایی روی پل نصب کردند.

the overpass has become a landmark in the city.

پل به یک نشانگر در شهر تبدیل شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید