underpass

[ایالات متحده]/'ʌndəpɑːs/
[بریتانیا]/'ʌndɚ'pæs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گذرگاه زیرزمینی
یک تونل یا گذرگاه زیرزمینی، معمولاً برای وسایل نقلیه یا عابران پیاده که برای عبور از زیر یک جاده یا راه‌آهن استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

pedestrian underpass

پل عابر پیاده

road underpass

پل زیرگذر

جملات نمونه

to keep the underpass clean

برای تمیز نگه داشتن زیرگذر

an underpass with a 13-foot clearance.

یک زیرگذر با ارتفاع آزاد 13 فوتی.

The underpass provides a shortcut for pedestrians.

زیرگذر یک مسیر میانبر برای عابران پیاده فراهم می‌کند.

The underpass was dark and damp.

زیرگذر تاریک و مرطوب بود.

The underpass is closed for maintenance.

زیرگذر برای تعمیرات بسته است.

The underpass is flooded during heavy rain.

زیرگذر در هنگام باران شدید دچار سیلاب می‌شود.

The underpass is well-lit for safety reasons.

به دلیل مسائل ایمنی، زیرگذر به خوبی روشن شده است.

The underpass connects the two sides of the highway.

زیرگذر دو طرف بزرگراه را به هم متصل می‌کند.

The underpass is monitored by security cameras.

زیرگذر توسط دوربین‌های امنیتی کنترل می‌شود.

The underpass is a popular spot for graffiti artists.

زیرگذر یک مکان محبوب برای نقاشان گرافیتی است.

The underpass provides shelter during a sudden downpour.

زیرگذر در هنگام بارندگی ناگهانی سرپناهی فراهم می‌کند.

The underpass is decorated with colorful murals.

زیرگذر با نقاشی‌های دیواری رنگارنگ تزئین شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید