flyover

[ایالات متحده]/'flaɪəʊvə/
[بریتانیا]/'flaɪovɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پل هوایی؛ یک جاده بلند که بر روی یک جاده یا راه آهن عبور می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

flyover bridge

پل تعلیقی

جملات نمونه

an overpass is called a flyover or a flypast in England.

در انگلستان، یک گذرگاه هوایی به آن پل هوایی یا گذر هوایی می‌گویند.

The flyover bridge provides a shortcut for drivers to avoid traffic.

پل هوایی یک مسیر میانبر برای رانندگان برای جلوگیری از ترافیک فراهم می‌کند.

The new flyover construction will help ease congestion on the main road.

ساختمان جدید پل هوایی به کاهش تراکم در جاده اصلی کمک خواهد کرد.

The flyover offers a bird's eye view of the city skyline.

پل هوایی چشم‌اندازی هوایی از خط افق شهر را ارائه می‌دهد.

Drivers can take the flyover to bypass the busy intersection.

رانندگان می‌توانند از پل هوایی برای دور زدن تقاطع شلوغ استفاده کنند.

The flyover connects the two sides of the river, making commuting more convenient.

پل هوایی دو طرف رودخانه را به هم متصل می‌کند و رفت و آمد را آسان‌تر می‌کند.

The flyover was closed for maintenance, causing traffic delays in the area.

پل هوایی به دلیل تعمیرات بسته شد که باعث تأخیر در ترافیک در منطقه شد.

Pedestrians are not allowed on the flyover for safety reasons.

به دلیل مسائل ایمنی، عابران پیاده اجازه ندارند از پل هوایی عبور کنند.

The flyover was designed to withstand strong winds and earthquakes.

پل هوایی به گونه‌ای طراحی شده است که در برابر بادهای شدید و زلزله مقاومت کند.

The flyover was illuminated with colorful lights for a special event.

پل هوایی برای یک رویداد ویژه با چراغ‌های رنگارنگ روشن شد.

The flyover serves as a landmark for travelers entering the city.

پل هوایی به عنوان یک نشانگر برای مسافران ورودی به شهر عمل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید