crossing

[ایالات متحده]/'krɒsɪŋ/
[بریتانیا]/'krɔsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محلی که برای عبور عابران از یک جاده یا تقاطع تعیین شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

pedestrian crossing

عبور عابر پیاده

railroad crossing

گذرگاه راه‌آهن

crossing guard

نگهبان تقاطع

zebra crossing

تقاطع مخطط

level crossing

تقاطع سطح

crossing sign

علامت تقاطع

crossing over

عبور از فراز

border crossing

عبور از مرز

crossing point

نقطه عبور

river crossing

عبور از رودخانه

railway crossing

عبور راه آهن

road crossing

عبور جاده

bridge crossing

عبور از پل

grade crossing

تقاطع درجه

crossing angle

زاویه عبور

global crossing

عبور جهانی

جملات نمونه

the crossing of the Pennines.

عبور از پلیت‌ها

an armada of ants crossing the lawn.

گروهی از مورچه‌ها در حال عبور از چمن.

the crossing at grade of two streets.

تقاطع سطح خیابان‌های دوگانه

You must be careful crossing the road.

شما باید در حین عبور از خیابان مراقب باشید.

Be careful when you're crossing the road.

هنگامی که از خیابان عبور می کنید مراقب باشید.

a railroad crossing; a pedestrian crossing.

یک تقاطع راه آهن؛ یک تقاطع عابر پیاده.

a footpath crossing farmland

یک مسیر پیاده روی که از میان مزارع عبور می کند

She was nauseous during the sea crossing.

او در حین عبور از دریا دچار تهوع شد.

He was precautious in crossing the rickety bridge.

او در حین عبور از پل سست و ناامن بسیار محتاط بود.

on the way to political union we are now crossing the Rubicon .

در راه اتحاد سیاسی، اکنون ما رودخانه روبیکون را عبور می کنیم.

there were two schools but no crossing patrol .

دو مدرسه وجود داشت اما نگهبان تقاطع وجود نداشت.

it was as senseless as crossing Death Valley on foot.

اینقدر بی معنی بود که بخواهیم دره مرگ را پیاده عبور کنیم.

Look around you before crossing the streets.

قبل از عبور از خیابان ها به اطراف نگاه کنید.

We had a rough crossing from Japan to China.

ما یک عبور سخت از ژاپن به چین داشتیم.

Stop here and gas up before crossing the desert.

اینجا توقف کنید و قبل از عبور از صحرا بنزین بزنید.

a very rough crossing from England to Ireland

یک عبور بسیار سخت از انگلیس به ایرلند

At first she was very nervous about making the crossing in such stormy weather.

در ابتدا او در مورد عبور در چنین هوای طوفانی بسیار عصبی بود.

the North Sea crossing seemed to have disagreed with her.

عبور از دریای شمال به نظر می رسید که با او همراه نبود.

he was blackmailed into double-crossing his own government.

او مجبور شد به خیانت به دولت خود متهم شود.

the pages were larded with corrections and crossings-out.

صفحات با تصحیحات و خط خوردگی ها پر شده بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید