pedestrian crossing
عبور عابر پیاده
railroad crossing
گذرگاه راهآهن
crossing guard
نگهبان تقاطع
zebra crossing
تقاطع مخطط
level crossing
تقاطع سطح
crossing sign
علامت تقاطع
crossing over
عبور از فراز
border crossing
عبور از مرز
crossing point
نقطه عبور
river crossing
عبور از رودخانه
railway crossing
عبور راه آهن
road crossing
عبور جاده
bridge crossing
عبور از پل
grade crossing
تقاطع درجه
crossing angle
زاویه عبور
global crossing
عبور جهانی
the crossing of the Pennines.
عبور از پلیتها
an armada of ants crossing the lawn.
گروهی از مورچهها در حال عبور از چمن.
the crossing at grade of two streets.
تقاطع سطح خیابانهای دوگانه
You must be careful crossing the road.
شما باید در حین عبور از خیابان مراقب باشید.
Be careful when you're crossing the road.
هنگامی که از خیابان عبور می کنید مراقب باشید.
a railroad crossing; a pedestrian crossing.
یک تقاطع راه آهن؛ یک تقاطع عابر پیاده.
a footpath crossing farmland
یک مسیر پیاده روی که از میان مزارع عبور می کند
She was nauseous during the sea crossing.
او در حین عبور از دریا دچار تهوع شد.
He was precautious in crossing the rickety bridge.
او در حین عبور از پل سست و ناامن بسیار محتاط بود.
on the way to political union we are now crossing the Rubicon .
در راه اتحاد سیاسی، اکنون ما رودخانه روبیکون را عبور می کنیم.
there were two schools but no crossing patrol .
دو مدرسه وجود داشت اما نگهبان تقاطع وجود نداشت.
it was as senseless as crossing Death Valley on foot.
اینقدر بی معنی بود که بخواهیم دره مرگ را پیاده عبور کنیم.
Look around you before crossing the streets.
قبل از عبور از خیابان ها به اطراف نگاه کنید.
We had a rough crossing from Japan to China.
ما یک عبور سخت از ژاپن به چین داشتیم.
Stop here and gas up before crossing the desert.
اینجا توقف کنید و قبل از عبور از صحرا بنزین بزنید.
a very rough crossing from England to Ireland
یک عبور بسیار سخت از انگلیس به ایرلند
At first she was very nervous about making the crossing in such stormy weather.
در ابتدا او در مورد عبور در چنین هوای طوفانی بسیار عصبی بود.
the North Sea crossing seemed to have disagreed with her.
عبور از دریای شمال به نظر می رسید که با او همراه نبود.
he was blackmailed into double-crossing his own government.
او مجبور شد به خیانت به دولت خود متهم شود.
the pages were larded with corrections and crossings-out.
صفحات با تصحیحات و خط خوردگی ها پر شده بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید