overstate

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈsteɪt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈsteɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

فعل: بزرگنمایی (چیزی)

جملات نمونه

Don’t overstate your case.

موضوع خود را بیش از حد اغراق نکن.

overstated their income on the mortgage application. minimize

درخواست وام مسکن، درآمد خود را بیش از حد بیان کردند. به حداقل رساندن

I may have overstated my case to make my point.

شاید مورد بحث خود را بیش از حد بزرگ کرده باشم تا نکته ام را اثبات کنم.

I wonder whether Professor Solum has overstated the positive significance of these developments.

من تعجب می کنم که آیا پروفسور سولوم اهمیت مثبت این تحولات را اغراق آمیز جلوه داده است یا خیر.

I am convinced that whenever we exaggerate or demonize, oversimplify or overstate our case, we lose.

من مطمئن هستم که هر زمان اغراق یا شیطان‌سازی کنیم، یا موضوع را بیش از حد ساده یا بزرگ کنیم، شکست می‌خوریم.

It's important not to overstate your qualifications on your resume.

مهم است که صلاحیت های خود را در رزومه خود اغراق نکنید.

She tends to overstate her accomplishments in order to impress others.

او معمولاً دستاورد های خود را اغراق می کند تا دیگران را تحت تاثیر قرار دهد.

The politician was criticized for constantly overstating the success of his policies.

سیاستمدار به خاطر اغراق مداوم در مورد موفقیت سیاست هایش مورد انتقاد قرار گرفت.

It's easy to overstate the impact of social media on society.

آسان است که تأثیر رسانه های اجتماعی بر جامعه را اغراق کرد.

The company's marketing team tends to overstate the benefits of their products.

تیم بازاریابی شرکت معمولاً مزایای محصولات خود را اغراق می کند.

We shouldn't overstate the importance of this meeting; it's just a preliminary discussion.

نباید اهمیت این جلسه را اغراق کنیم؛ این فقط یک بحث مقدماتی است.

He tends to overstate his role in the success of the project.

او معمولاً نقش خود را در موفقیت پروژه اغراق می کند.

It's better to understate your abilities than to overstate them and disappoint others.

بهتر است توانایی های خود را کم جلوه دهید تا آنها را اغراق کنید و دیگران را ناامید کنید.

The media often overstates the risks associated with certain activities to attract viewers.

رسانه ها اغلب خطرات مرتبط با فعالیت های خاص را برای جذب بیننده اغراق می کنند.

She tends to overstate the difficulties of the task to avoid taking on more responsibilities.

او معمولاً سختی های این کار را اغراق می کند تا از قبول مسئولیت های بیشتر اجتناب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید