overthrowing

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈθrəʊɪŋ/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈθroʊɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل براندازی یا سرنگونی یک دولت یا مقامات؛ باعث پایان یا خاتمه دادن

عبارات و ترکیب‌ها

overthrowing a regime

سرنگونی یک رژیم

overthrowing the government

سرنگونی دولت

overthrowing an authority

سرنگونی یک قدرت

overthrowing a leader

سرنگونی یک رهبر

overthrowing tyranny

سرنگونی ظلم

overthrowing oppression

سرنگونی ستم

overthrowing injustice

سرنگونی بی‌عدالتی

overthrowing the system

سرنگونی سیستم

overthrowing a dictator

سرنگونی یک دیکتاتور

overthrowing corruption

سرنگونی فساد

جملات نمونه

the revolution was aimed at overthrowing the oppressive regime.

انقلاب با هدف سرنگونی رژیم ستمگر هدف گذاری شده بود.

they discussed strategies for overthrowing the current government.

آنها استراتژی هایی را برای سرنگونی دولت فعلی مورد بحث قرار دادند.

overthrowing a dictator often leads to chaos.

سرنگونی یک دیکتاتور اغلب منجر به هرج و مرج می شود.

the group was accused of plotting to overthrowing the monarchy.

گروه به توطینه برای سرنگونی سلطنت متهم شد.

overthrowing the old system requires popular support.

سرنگونی سیستم قدیمی نیاز به حمایت مردمی دارد.

many people dream of overthrowing injustice in society.

بسیاری از مردم رویای سرنگونی بی عدالتی در جامعه را دارند.

the activists were committed to overthrowing the corrupt officials.

فعال ها متعهد به سرنگونی مقامات فاسد بودند.

overthrowing established norms can be a difficult task.

سرنگونی هنجارهای تثبیت شده می تواند یک کار دشوار باشد.

he wrote a book on the methods of overthrowing oppressive governments.

او کتابی در مورد روش های سرنگونی دولت های ستمگر نوشت.

overthrowing a regime is often a violent process.

سرنگونی یک رژیم اغلب یک فرآیند خشونت آمیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید