subverting authority
براندازی از اقتدار
subverting norms
به چالش کشیدن هنجارها
subverting expectations
به چالش کشیدن انتظارات
subverting power
به چالش کشیدن قدرت
subverting tradition
به چالش کشیدن سنت
subverting systems
به چالش کشیدن سیستمها
subverting narratives
به چالش کشیدن روایتها
subverting control
به چالش کشیدن کنترل
subverting values
به چالش کشیدن ارزشها
subverting ideologies
به چالش کشیدن ایدئولوژیها
subverting traditional values can lead to social change.
تغییر ارزشهای سنتی میتواند منجر به تغییرات اجتماعی شود.
the artist is known for subverting expectations in her work.
هنرمند به دلیل زیر پا گذاشتن انتظارات در آثارش شناخته شده است.
he believes that subverting authority is necessary for progress.
او معتقد است که زیر پا گذاشتن قدرت برای پیشرفت ضروری است.
subverting norms can create new opportunities for innovation.
زیر پا گذاشتن هنجارها میتواند فرصتهای جدیدی برای نوآوری ایجاد کند.
the film is subverting the typical hero narrative.
فیلم در حال زیر پا گذاشتن روایت قهرمانانه معمول است.
subverting established practices often invites criticism.
زیر پا گذاشتن روشهای تثبیتشده اغلب انتقاد را به دنبال دارد.
she enjoys subverting clichés in her writing.
او از زیر پا گذاشتن کلیشهها در نوشتن خود لذت میبرد.
subverting the status quo can be a risky endeavor.
زیر پا گذاشتن وضعیت موجود میتواند یک تلاش خطرناک باشد.
the movement aims at subverting oppressive systems.
جنبش با هدف زیر پا گذاشتن سیستمهای ستمگرانه است.
subverting consumer culture is a theme in his latest book.
زیر پا گذاشتن فرهنگ مصرفی موضوع کتاب جدید اوست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید