paltrily

[ایالات متحده]/ˈpɔː.trɪ.li/
[بریتانیا]/ˈpɑːl.trɪ.li/

ترجمه

adv. به طرز ناچیز; به طور محدود

عبارات و ترکیب‌ها

paltrily crafted

ساخته‌ شده با کیفیت پایین

paltrily dressed

به‌طور نامناسب پوشیده شده

paltrily paid

پرداخت شده با مبلغ کم

paltrily designed

طراحی ضعیف

paltrily equipped

به‌طور ناقص مجهز شده

paltrily assembled

به‌طور ناقص مونتاژ شده

paltrily written

به‌طور ضعیف نوشته شده

paltrily constructed

به‌طور ضعیف ساخته شده

paltrily presented

ارائه ضعیف

paltrily maintained

نگهداری ضعیف

جملات نمونه

he paltrily attempted to impress his boss.

او سعی کرد به طرز کم‌اهمیتی رئیس خود را تحت تأثیر قرار دهد.

the project was funded paltrily, leading to its failure.

پروژه به طرز کم‌اهمیتی تأمین مالی شد، که منجر به شکست آن شد.

she paltrily contributed to the discussion.

او به طرز کم‌اهمیتی در بحث مشارکت کرد.

his paltrily written report did not meet expectations.

گزارش او که به طرز کم‌اهمیتی نوشته شده بود، انتظارات را برآورده نکرد.

the donation was paltrily small for such a big cause.

کمک مالی به طرز کم‌اهمیتی کوچک بود برای چنین هدف بزرگی.

they paltrily celebrated their anniversary.

آنها سالگرد عروسی خود را به طرز کم‌اهمیتی جشن گرفتند.

his paltrily excuse was not taken seriously.

بهانه‌ی او که به طرز کم‌اهمیتی مطرح شده بود، جدی گرفته نشد.

she paltrily acknowledged the award.

او جایزه را به طرز کم‌اهمیتی پذیرفت.

the team's paltrily efforts were overshadowed by others.

تلاش‌های کم‌اهمیت تیم دیگران را تحت‌الشعاع قرار داد.

his paltrily remarks did not spark any interest.

اظهارات کم‌اهمیت او باعث ایجاد هیچ‌گونه علاقه‌ای نشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید