parcel

[ایالات متحده]/ˈpɑːsl/
[بریتانیا]/ˈpɑːrsl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بسته زمین
vt. تقسیم کردن به قطعات یا بخش‌های کوچک.

عبارات و ترکیب‌ها

delivery parcel

ارسال پارسل

lost parcel

پارسل گم شده

signed for parcel

پارسل امضا شده

part and parcel

بخشی جدایی ناپذیر

parcel post

پست پارسل

land parcel

قطعه زمین

air parcel

پارسل هوایی

parcel out

تقسیم کردن

parcel of land

قطعه زمین

جملات نمونه

a parcel of shares.

قطعه سهام

send a parcel express

ارسال یک بسته سریع

despatch a parcel by post

ارسال یک بسته از طریق پست

to sent the parcel express

برای ارسال بسته سریع

The parcel was sent express.

بسته با روش سریع ارسال شد.

the shape of the parcel was a dead giveaway.

شکل بسته سرنخ آشکاری بود.

That is the parcel which came this morning.

این بسته‌ای است که امروز صبح رسید.

This parcel is overweight by two kilos.

این بسته دو کیلوگرم اضافه وزن دارد.

He was parcel blind with age.

او به دلیل سن، تا حدی کور بود.

I had a parcel yesterday.

من دیروز یک بسته داشتم.

He tied the parcel with twine.

او بسته را با طناب بست.

parcels of eatables and gifts.

بسته‌های خوراکی و هدایا

parcel a thing into two parts

تقسیم یک چیز به دو بخش در بسته

sent the package by parcel post;

بسته را با پست سفارشی ارسال کرد.

The string around the parcel was slack.

نخ دور بسته شل بود.

The parcel was tied with string.

بسته با نخ بسته شده بود.

The parcel was directed to the wrong address.

بسته به آدرس اشتباه ارسال شد.

She knotted the parcel firmly.

او بسته را محکم گره زد.

This parcel of land consists of 18 acres.

این قطعه زمین از 18 جریب تشکیل شده است.

a hulking great parcel

یک بسته بزرگ و تنومند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید