bundle

[ایالات متحده]/ˈbʌndl/
[بریتانیا]/ˈbʌndl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از چیزهایی مانند کاغذها، لباس‌ها و غیره که به هم بسته، گره زده یا پیچیده شده‌اند؛ گروهی از چیزهایی که به صورت دسته‌ای فروخته یا ارائه می‌شوند
vt. برای بستن یا پیچیدن چیزها به یک بسته
vi. به سرعت رفتن، به ویژه در حالت عجله

عبارات و ترکیب‌ها

bundle of joy

گروه شادی

bundle up

گرم بپوشید

bundle of nerves

فرد عصبی

bundle of sticks

حسابی چوب

جملات نمونه

a bundle of facts.

یک دسته از حقایق

a bundle of magazines

یک دسته مجله

a thick bundle of envelopes.

یک دسته ضخیم از پاکات

a bundle of old clothes

یک دسته لباس های قدیمی

an awkward bundle to carry.

یک دسته دست و پا گیر برای حمل کردن

he was an enthusiastic bundle of energy.

او یک دسته پرانرژی و مشتاق بود.

had a bundle of fun at the dance.

خیلی خوش گذشتند در رقص.

the figure was bundled in furs.

شخص در پوست حیوانات پیچیده شده بود.

he was bundled into a van.

او به داخل ون منتقل شد.

they bundled out into the corridor.

آنها به سرعت به راهرو رفتند.

the last year hasn't been a bundle of fun.

سال گذشته خیلی تفریح نبود.

She bundled him into the taxi.

او او را به داخل تاکسی برد.

We all bundled into a car.

ما همه به داخل ماشین رفتیم.

They bundled the children off to school.

آنها بچه‌ها را به مدرسه فرستادند.

made a bundle selling real estate.

با فروش املاک پول زیادی به دست آورد.

bundled the child off to school.

بچه را به مدرسه فرستاد.

Tom was a bundle of nerves at the interview.

تام در مصاحبه عصبی بود.

Root this bundle of peonies in the garden.

این دسته بنفشه ها را در باغ ریشه کنید.

The micrib belonging to bicollateral bundle is well developed.The bundle sheath is composed of idioblasts.

میکریب متعلق به دسته دو طرفه به خوبی توسعه یافته است. غلاف دسته از سلول های خاص تشکیل شده است.

نمونه‌های واقعی

A man is loading a bundle of salt onto his Donkey.

مردی در حال بارگیری بسته‌ای نمک بر روی الاغ خود است.

منبع: Aesop's Fables for Children

Each one strained every nerve to break the bundle.

هر کدام تمام تلاش خود را کرد تا بسته را بشکند.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

He thrust the bundle inside his shirt and left.

او بسته را داخل پیراهنش انداخت و رفت.

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

Yet set against these benefits are a bundle of worries.

با این حال، در برابر این مزایا، مجموعه‌ای از نگرانی‌ها وجود دارد.

منبع: The Economist (Summary)

He opened it and I saw a bundle of papers, yellowed but still legible.

او آن را باز کرد و من دسته ای کاغذ زرد رنگ اما هنوز خوانا دیدم.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

He held up a bundle of scrolls.

او مجموعه‌ای از طومارها را بالا آورد.

منبع: Journey to the West

You're no bundle of sweet peas yourself.

شما هم خودتان یک دسته لوبیا شیرین نیستید.

منبع: Charlotte's Web

My grandpa sent me a large bundle on my birthday.

پدربزرگم در روز تولد من یک بسته بزرگ برایم فرستاد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

I found a bundle of typos in Lorita's paper.

من یک دسته اشتباه تایپی در مقاله لوریتا پیدا کردم.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

He carried home the heavy bundle for a tired man.

او بسته سنگین را برای یک مرد خسته به خانه برد.

منبع: American Elementary School English 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید