pedantically correct
به طور دقیق و نکته سنجانه
pedantically detailed
به طور دقیق و با جزئیات
pedantically precise
به طور دقیق و حساب شده
pedantically focused
به طور دقیق و متمرکز
pedantically explained
به طور دقیق و با توضیح کامل
pedantically argued
به طور دقیق و با استدلال
pedantically observed
به طور دقیق و با مشاهده
pedantically stated
به طور دقیق و با بیان
pedantically noted
به طور دقیق و با یادداشت
pedantically written
به طور دقیق و با نگارش
he explained the rules pedantically, making it hard for anyone to follow.
او قوانین را به صورت دقیق و جزئینگرانه توضیح داد و این باعث شد کسی نتواند آنها را دنبال کند.
she approached the topic pedantically, focusing on every minor detail.
او به صورت دقیق و جزئینگرانه به موضوع پرداخت و بر هر جزئیات کوچک تمرکز کرد.
pedantically, he corrected every grammatical mistake in her essay.
او به صورت دقیق و جزئینگرانه هر اشتباه گرامری را در مقاله او تصحیح کرد.
the professor spoke pedantically, which frustrated many of his students.
استاد به صورت دقیق و جزئینگرانه صحبت کرد که باعث ناراحتی بسیاری از دانشجویان شد.
she described the process pedantically, leaving no room for interpretation.
او فرآیند را به صورت دقیق و جزئینگرانه توصیف کرد و هیچ جایی برای تفسیر باقی نگذاشت.
he tends to argue pedantically, focusing on trivial points.
او معمولاً به صورت دقیق و جزئینگرانه بحث میکند و بر نکات جزئی تمرکز میکند.
in meetings, he often speaks pedantically, which can slow down discussions.
در جلسات، او اغلب به صورت دقیق و جزئینگرانه صحبت میکند که میتواند بحثها را کند کند.
she pedantically followed the recipe, measuring every ingredient precisely.
او دستور العمل را به صورت دقیق و جزئینگرانه دنبال کرد و هر ماده را با دقت اندازهگیری کرد.
pedantically, he pointed out the flaws in the argument without considering the bigger picture.
او به صورت دقیق و جزئینگرانه نقصهای استدلال را بدون در نظر گرفتن تصویر بزرگتر نشان داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید