peeved

[ایالات متحده]/piːvd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناراحت; راضی نیست.

جملات نمونه

be peeved at sb.

عصبانی شدن با کسی

he was peeved at being left out of the cabinet.

او از اینکه از کابینه کنار گذاشته شده بود، ناراحت بود.

She was very peeved about being left out.

او به شدت از اینکه کنار گذاشته شده بود، ناراحت بود.

The flippancy of your answer peeved me. To

فضاهنگي پاسخ شما آزارم داد. به

His terrible directness made me feel peeved, and begrudgingly I conceded that he was right.

سرسختی وحشتناک او باعث شد احساس ناراحتی کنم، و با اکراه پذیرفتم که او درست می‌گوید.

I was peeved by his constant interruptions during the meeting.

من از وقفه های مداوم او در طول جلسه ناراحت بودم.

She was peeved when her flight got delayed.

او وقتی پروازش تاخیر داشت، ناراحت بود.

He was peeved at the poor customer service he received.

او از خدمات مشتری ضعیفی که دریافت کرد، ناراحت بود.

The students were peeved about the last-minute change in the exam schedule.

دانشجویان از تغییرات دقیقه آخر در برنامه امتحانات ناراحت بودند.

She was peeved that her colleague took credit for her work.

او از اینکه همکارش به او اعتبار داد، ناراحت بود.

He was peeved by the loud music coming from his neighbor's house.

او از صدای بلند موسیقی که از خانه همسایه می آمد، ناراحت بود.

The customers were peeved by the long wait time at the restaurant.

مشتریان از زمان انتظار طولانی در رستوران ناراحت بودند.

I was peeved when my package was delivered to the wrong address.

من وقتی بسته‌ام به آدرس اشتباه تحویل داده شد، ناراحت شدم.

She was peeved that her boss didn't acknowledge her hard work.

او از اینکه رئیسش زحماتش را به رسمیت نشناخت، ناراحت بود.

He was peeved by the lack of communication within the team.

او از فقدان ارتباط در داخل تیم ناراحت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید