obtain a permit
دریافت مجوز
building permit
مجوز ساختمانی
work permit
مجوز کار
residence permit
گواهی اقامت
permit of
مجوز از
entry permit
مجوز ورود
import permit
مجوز واردات
export permit
مجوز صادرات
travel permit
مجوز سفر
entrance permit
مجوز ورود
exit permit
مجوز خروج
permit fee
هزینه مجوز
permit me to correct you.
به من اجازه دهید شما را تصحیح کنم.
They don't permit you to smoke.
به شما اجازه نمیدهند سیگار بکشید.
permit the sale of alcoholic beverages.
به فروش مشروبات الکلی اجازه دهید.
I can't permit this to happen.
من نمیتوانم اجازه دهم این اتفاق بیفتد.
Don't permit yourself in dissipation.
خودتان را در اسراف مپندارید.
This task permits (of) no delay.
این کار هیچ تاخیری را مجاز نمیکند.
The law permits (not permits of ) camping on the beach.
قانون اجازه می دهد (نه اجازه می دهد) کمپینگ در ساحل.
a police permit for discharge of an air gun.
مجوز پلیس برای تخلیه یک تفنگ بادی.
the country is not ready to permit any rice imports.
کشور برای واردات برنج آماده نیست.
the camp permits of no really successful defence.
کمپ اجازه دفاع موفقیت آمیز واقعی را نمی دهد.
His condition will not permit him to travel.
وضعیت او اجازه نمیدهد سفر کند.
I won't permit dogs in the house.
من اجازه ورود سگها به خانه را نخواهم داد.
weather that permits sailing.
آب و هوایی که اجازه میدهد قایقرانی کند.
She won't permit dogs in the house.
او اجازه نمیدهد سگ در خانه باشد.
The words hardly permit doubt.
این کلمات تقریباً هیچ شکی را مجاز نمیکنند.
We do not permit smoking in the room.
ما اجازه نمیدهیم در اتاق سیگار بکشند.
I permit, nay, encourage it.
من اجازه می دهم، نه، آن را تشویق می کنم.
coiling the wire permits directional flow of the magnetic flux.
پیچیدن سیم به جریان جهت دار شار مغناطیسی اجازه میدهد.
parking on University grounds is by permit only.
پارک کردن در محوطه دانشگاه فقط با مجوز امکان پذیر است.
The facts permit no other explanation.
واقعیتها هیچ توضیحی دیگر را مجاز نمیکنند.
Uther has banned it, it's not permitted.
اوتر آن را ممنوع کرده است، مجاز نیست.
منبع: The Legend of MerlinTrump didn't specify what kinds of products are now permitted.
ترامپ مشخص نکرد که چه نوع محصولاتی اکنون مجاز هستند.
منبع: NPR News July 2019 CollectionYou need a permit to go fishing here.
برای ماهیگیری در اینجا به مجوز نیاز دارید.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500Oh, really. How do you get a permit?
واقعاً. چطور می توانید مجوزی بگیرید؟
منبع: American English dialogueThey are rarely permitted outside their homes.
آنها به ندرت اجازه دارند خارج از خانه های خود باشند.
منبع: This month VOA Special EnglishThey certainly do. I do not permit insubordination.
مطمئناً. من سرپیچی را مجاز نمی کنم.
منبع: The original soundtrack of "The Little Prince" animated movie.Use of cellular phones is not permitted on board.
استفاده از تلفن های همراه در داخل کشتی مجاز نیست.
منبع: Listening DigestThey also will be permitted to wear earrings.
آنها همچنین مجاز خواهند بود گوشواره بپوشند.
منبع: VOA Special February 2021 CollectionHave you a permit to fish in this lake?
آیا مجوزی برای ماهیگیری در این دریاچه دارید؟
منبع: IELTS vocabulary example sentencesHot shirtless gardeners, great abs and learner's permits?
باغبانی های داغ و بدون پیراهن، عضلات عالی و گواهینامه های رانندگی؟
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید