We belong perpetually to each other for life or for death.
ما به طور دائم متعلق به یکدیگر برای زندگی یا مرگ هستیم.
She is perpetually late for meetings.
او به طور دائم دیر به جلسات میرسد.
The clock in the hallway is perpetually broken.
ساعت راهرو به طور دائم خراب است.
He is perpetually complaining about his job.
او به طور دائم در مورد شغل خود شکایت میکند.
The old man perpetually sits on the same bench in the park.
مرد پیر به طور دائم روی نیمکت یکسان در پارک مینشیند.
The perpetually changing weather makes it hard to plan outdoor activities.
آب و هوای به طور دائم در حال تغییر، برنامهریزی فعالیتهای فضای باز را دشوار میکند.
She is perpetually optimistic, no matter the circumstances.
او به طور دائم خوش بین است، مهم نیست شرایط چگونه باشد.
The perpetually barking dog next door is driving me crazy.
سگ همسایه که به طور دائم پارس میکند، من را دیوانه میکند.
Living in a perpetually noisy city can be exhausting.
زندگی در یک شهر به طور دائم پر سر و صدا میتواند خستهکننده باشد.
The perpetually changing fashion trends can be hard to keep up with.
روندهای مد به طور دائم در حال تغییر میتواند سخت باشد که با آنها همراه باشید.
Despite his perpetually busy schedule, he always finds time for his family.
با وجود برنامه شلوغ او که به طور دائم در حال تغییر است، همیشه برای خانوادهاش وقت پیدا میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید