phrase

[ایالات متحده]/freɪz/
[بریتانیا]/freɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروهی از کلمات که یک ایده واحد را بیان می‌کنند؛ یک گفتار یا بیانیه که به طور معمول استفاده می‌شود؛ یک بیان مختصر؛ یک بیان ثابت یا معین.
vt. به زبان آوردن؛ بیان کردن یا واضح کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

catch phrase

عبارت رایج

key phrase

عبارت کلیدی

phrase book

دفترچه عبارات

set phrase

عبارت ثابت

noun phrase

ندای اسمی

verb phrase

جمله فعلی

prepositional phrase

عبارت پیش positional

phrase structure

ساختار عبارت

pet phrase

عبارت حیوانات خانگی

جملات نمونه

a phrase with a poetical overtone

عبارتی با ته رنگ شاعرانه

a happy turn of phrase;

يه جور جور کردن خوشحال کننده

it's important to phrase the question correctly.

طرح سوال به درستی مهم است.

The lecturer phrased monotonously.

سخنرانی به صورت یکنواخت بیان شد.

a prepositional phrase qualifying a noun

یک عبارت پیش positional که یک اسم را توصیف می‌کند

he had a feeling for phrase and idiom.

او احساسی نسبت به عبارت و اصطلاح داشت.

the phrase was rendered into English.

عبارت به انگلیسی ترجمه شد.

a phrase that was minted for one occasion.

عبارتی که برای یک مناسبت خاص طراحی شده بود.

a neatly phrased compliment

یک تعریف به خوبی بیان شده.

yelp a few phrases in a shrill

زوزه بکشد چند عبارت با لحنی زننده

a neatly phrased report

یک گزارش به خوبی بیان شده.

The phrase is labelled as slang in the dictionary.

عبارت در فرهنگ لغت به عنوان اصطلاح عامیانه برچسب‌گذاری شده است.

phrased the apology with delicacy.

عذرخواهی را با ظرافت بیان کرد.

That's exactly the phrase I was looking for.

این دقیقاً همان عبارتی است که من دنبال آن می‌گشتم.

The phrase was caught on and immediately became popular.

عبارت مورد توجه قرار گرفت و بلافاصله محبوب شد.

That phrase has come into usage.

آن عبارت وارد استفاده شده است.

This phrase is labelled as an Americanism in this dictionary.

این عبارت در این فرهنگ لغت به عنوان یک اصطلاح آمریکایی برچسب‌گذاری شده است.

copybook phrases in the essay

عبارات کتابی در مقاله.

the juxtaposition of clauses or phrases

قرار گرفتن در کنار یکدیگر بندها یا عبارات

نمونه‌های واقعی

To use the hackneyed phrase, here he found himself.

برای استفاده از عبارت تکراری، او خود را در اینجا یافت.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Just add the person's name to use these phrases.

فقط نام شخص را اضافه کنید تا از این عبارات استفاده کنید.

منبع: Oxford University: Business English

Do you have any phrases you'd normally say?

آیا عباراتی وجود دارد که معمولاً می گویید؟

منبع: Listening Digest

Now this is a pretty casual phrase.

حالا این یک عبارت بسیار معمولی است.

منبع: Emma's delicious English

We could also use the phrase " a drawing" .

ما همچنین می توانیم از عبارت " یک نقاشی" استفاده کنیم.

منبع: Listening Digest

Of course, there are exceptions, of course, there are fixed phrases.

البته، استثنائاتی وجود دارد، البته، عبارات ثابتی وجود دارد.

منبع: Dad teaches you grammar.

A quibble arose concerning the phrase " break out" .

یک ایراد در مورد عبارت " بیرون بیا " مطرح شد.

منبع: The Call of the Wild

There is this phrase " some recollections may vary" .

این عبارت وجود دارد " برخی از خاطرات ممکن است متفاوت باشد ".

منبع: BBC Listening March 2021 Collection

Do you know this phrase " to be worldly" ?

آیا این عبارت را می دانید " برای دنیوی بودن "?

منبع: Learn English by Watching Movies with VOA

You are going to have a baby phrase.

شما یک عبارت برای داشتن بچه دارید.

منبع: 1000 episodes of English stories (continuously updated)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید