pixie

[ایالات متحده]/'pɪksɪ/
[بریتانیا]/'pɪksi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجود افسانه‌ای کوچک مرموز؛ یک موجود کوچک اسطوره‌ای در فولکلور.

عبارات و ترکیب‌ها

mischievous pixie

pixie شیطان‌کار

magical pixie dust

گرد و غبار جادویی پری

playful pixie

پری بازیگوش

enchanting pixie

پری مسحورکننده

جملات نمونه

Peace Tour, 1999" �Document The Pixies "Gouge".

تور صلح، 1999" �مستند گروه Pixies "Gouge".

The mischievous pixie sprinkled fairy dust on the flowers.

پری شیطنت‌آمیز، گرد و غبار جادویی را روی گل‌ها پاشید.

She had a pixie haircut that framed her face perfectly.

او یک مدل موی پری‌نما داشت که به خوبی چهره‌اش را قاب کرده بود.

The children believed that a pixie lived in the old oak tree.

کودکان معتقد بودند که یک پری در درخت بلوط قدیمی زندگی می‌کند.

Her laughter was like the tinkling of pixie bells.

خنده‌اش مانند صدای زنگوله‌های پری بود.

The pixie granted the girl three wishes for her kindness.

پری به خاطر مهربانی‌اش به دختر سه آرزو داد.

In the story, the pixie helped the main character find her way home.

در داستان، پری به شخصیت اصلی کمک کرد تا راه خانه را پیدا کند.

The garden was filled with colorful flowers and tiny pixie statues.

باغ پر از گل‌های رنگارنگ و مجسمه‌های کوچک پری بود.

She wore a delicate silver necklace with a pixie charm hanging from it.

او یک گردنبند نقره‌ای ظریف با یک آویز پری که از آن آویزان بود، پوشیده بود.

The children's book was illustrated with whimsical pixie drawings.

کتاب کودکان با تصاویر خیال‌انگیز پری مصور شده بود.

The old folklore told tales of pixies playing pranks on unsuspecting travelers.

افسانه‌های قدیمی داستان‌هایی از بازی‌های شیطنت‌آمیز پری‌ها با مسافران غافلگیرکننده تعریف می‌کردند.

نمونه‌های واقعی

Cornish pixies. - Freshly caught, Cornish pixies!

pixie های کورنیشی. - به تازگی صید شده اند، pixie های کورنیشی!

منبع: Exciting moments of Harry Potter

Working with many special effects when there were these pixies.

کار کردن با جلوه های ویژه زیاد در زمانی که این pixie ها وجود داشتند.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

The pixies shot in every direction like rockets.

pixie ها در هر جهت مانند موشک شلیک شدند.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Orphaned pixie. Raised by humans, in the human world.

pixie یتیم. توسط انسان ها بزرگ شده، در دنیای انسان ها.

منبع: Lost Girl Season 4

In this world everyone can fly if they are sprinkled with pixie dust.

در این دنیا، هر کسی می تواند پرواز کند اگر با گرد pixie پوشانده شود.

منبع: The yearned rural life

A Cornish pixie, what is that? -It's a little sort of mischievous character.

یک pixie کورنیشی، آن چیست؟ -این یک شخصیت کوچک و شیطنت آمیز است.

منبع: Exciting moments of Harry Potter

“I haven't learned anything from him except not to set pixies loose.”

“من از او چیزی یاد نگرفتم جز اینکه pixie ها را آزاد نکنم.”

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

“Can you believe him? ” roared Ron as one of the remaining pixies bit him painfully on the ear.

“می توانید به او باور داشته باشید؟” رون غرید زیرا یکی از pixie های باقی مانده به طرز دردناکی به گوش او گاز گرفت.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets Selected Edition

The sheer gown came complete with puffy wing-like sleeves, giving her the angelic glow of a fairy or pixie.

لباس نازک با آستین های پف دار مانند بال، به او درخشندگی الهی یک پری یا pixie می داد.

منبع: Beauty and Fashion English

It had absolutely no effect; one of the pixies seized his wand and threw it out of the window, too.

اصلاً تاثیری نداشت؛ یکی از pixie ها چوبدستی او را گرفت و آن را از پنجره بیرون انداخت.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید