internet troll
حامل اینترنت
troll comments
نظرات تROLL
troll behavior
رفتار تROLL
troll the lake for bass.
دریاچه را برای باس ماهیگیری کنید.
we trolled for mackerel.
ما برای گرفتن ساردین ها به ماهیگیری پرداختیم.
we all trolled into town.
ما همه به شهر رفتیم.
he trolled a note or two.
او یک یا دو نت را خواند.
He trolled a song.
او یک آهنگ خواند.
a group of companies trolling for partnership opportunities.
گروهی از شرکتها به دنبال فرصتهای مشارکت بودند.
For example, dire trolls might have been altered alchemically or magically.
برای مثال، ترو ل های وخیم ممکن است به طور شیمیایی یا جادویی تغییر کرده باشند.
Horstad I.Larter S R Petroleum migration,alteration,and remigration within Troll Field, Norwegian North Sea 1997(2
هورستاد I.Larter S R مهاجرت نفت، تغییرات و مهاجرت مجدد در داخل میدان Troll، دریای شمال نروژ 1997(2
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید