pled

[ایالات متحده]/plɛd/
[بریتانیا]/plɛd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای ایجاد یک درخواست عاطفی جدی؛ برای دفاع یا استدلال یک پرونده در دادگاه؛ برای استفاده از چیزی به عنوان عذر یا دلیل

عبارات و ترکیب‌ها

pled guilty

گناهکار بودن را پذیرفت

pled not guilty

بی گناهی را پذیرفت

pled allegiance

بیعت کرد

pled support

حمایت کرد

pled commitment

متعهد شد

pled funds

بودجه تخصیص داد

pled donations

اهدا کرد

pled resources

منابع تخصیص داد

pled assistance

کمک کرد

pled cooperation

همکاری کرد

جملات نمونه

she pled guilty to the charges.

او به اتهامات اعتراف کرد.

he pled for mercy during the trial.

او در طول محاکمه برای رحمت خواهش کرد.

the defendant pled not guilty to the accusations.

متهم به اتهامات بی‌گناهی کرد.

they pled for help from the community.

آنها برای کمک از جامعه درخواست کردند.

she pled her case before the judge.

او پرونده خود را در حضور قاضی مطرح کرد.

he pled with his parents for a new phone.

او از والدینش برای یک تلفن جدید خواهش کرد.

the lawyer pled for a lighter sentence.

وکیل برای یک حکم سبک‌تر درخواست کرد.

she pled with him to reconsider his decision.

او از او خواست تا تصمیم خود را دوباره در نظر بگیرد.

they pled for justice after the incident.

آنها پس از حادثه برای عدالت درخواست کردند.

he pled his innocence throughout the trial.

او در طول محاکمه بی‌گناهی خود را اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید