backslides

[ایالات متحده]/ˈbækˌslaɪdz/
[بریتانیا]/ˈbækslaɪdz/

ترجمه

v. به عقب لغزیدن یا سر خوردن؛ به حالت یا شرایط قبلی بازگشتن

عبارات و ترکیب‌ها

backslides on promises

نقض وعده‌ها

جملات نمونه

the project backslides due to lack of funding.

پروژه به دلیل کمبود بودجه پسرفت می‌کند.

she fears that her progress will backslide.

او می‌ترسد که پیشرفت او دچار پسرفت شود.

it’s common for people to backslide after making changes.

پسرفت پس از ایجاد تغییرات، امری رایج است.

the team must work together to prevent backslides.

تیم باید برای جلوگیری از پسرفت‌ها با هم همکاری کنند.

backslides can happen during stressful times.

پسرفت‌ها می‌توانند در زمان‌های استرس‌زا رخ دهند.

he is determined not to backslide in his recovery.

او مصمم است در بهبودی خود دچار پسرفت نشود.

to maintain success, one must guard against backslides.

برای حفظ موفقیت، باید در برابر پسرفت‌ها محافظت کرد.

she noticed a backslide in her performance last month.

او متوجه یک پسرفت در عملکردش در ماه گذشته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید