pliably adaptable
به راحتی قابل انعطاف
pliably formed
به راحتی شکل گرفته
pliably shaped
به راحتی شکل داده شده
pliably designed
به راحتی طراحی شده
pliably adjusted
به راحتی تنظیم شده
pliably structured
به راحتی ساختار یافته
pliably used
به راحتی استفاده شده
pliably integrated
به راحتی یکپارچه شده
pliably managed
به راحتی مدیریت شده
pliably executed
به راحتی اجرا شده
the material can be shaped pliably for various designs.
مواد را میتوان به راحتی و با انعطافپذیری برای طرحهای مختلف شکل داد.
she adjusted her schedule pliably to accommodate his request.
او برنامه خود را به طور انعطافپذیر تنظیم کرد تا درخواست او را در نظر بگیرد.
they negotiated the terms of the contract pliably.
آنها شرایط قرارداد را به طور انعطافپذیر مذاکره کردند.
he responded to the criticism pliably, showing he was open to feedback.
او به طور انعطافپذیر به انتقاد پاسخ داد و نشان داد که برای دریافت بازخورد آماده است.
the team worked pliably to meet the project deadline.
تیم به طور انعطافپذیر برای رسیدن به مهلت پروژه کار کرد.
the software can be adjusted pliably to fit different user needs.
نرم افزار را میتوان به طور انعطافپذیر تنظیم کرد تا با نیازهای مختلف کاربر مطابقت داشته باشد.
her thoughts flowed pliably, adapting to the conversation.
افکار او به طور انعطافپذیر جریان داشت و با گفتگو سازگار میشد.
he moved pliably, avoiding obstacles with ease.
او به راحتی و با انعطافپذیری حرکت کرد و از موانع اجتناب کرد.
the dancer performed pliably, captivating the audience.
رقصنده به طور انعطافپذیر اجرا کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
she handled the situation pliably, finding solutions quickly.
او به طور انعطافپذیر با این وضعیت برخورد کرد و به سرعت راهحلهایی پیدا کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید