flexibly

[ایالات متحده]/'fleksəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که به راحتی خم می‌شود یا انعطاف‌پذیر است؛ به نرمی؛ با الاستیسیته؛ به صورت انعطاف‌پذیر.

عبارات و ترکیب‌ها

adapt flexibly

انطباق‌پذیری

work flexibly

کار کردن به صورت انعطاف پذیر

think flexibly

فکر کردن به صورت انعطاف پذیر

جملات نمونه

The average molecular weight of polyoxytetramethylene glycol could be flexibly controlled by varying the...

میانگین وزن مولکولی پلی‌اکسی‌تترا‌متیلن گلیکول می‌توانست با تغییر دادن، به طور انعطاف‌پذیری کنترل شود.

Belt grinder adopted a technology of floatable beam, moreover, belt can be tensioned flexibly and the deviation can be adjusted quickly.

سنباده نوار از فناوری تیر شناور استفاده کرد، علاوه بر این، نوار را می‌توان به طور انعطاف‌پذیری کشید و انحراف را می‌توان به سرعت تنظیم کرد.

Mechanical strength of pipe coating and its thickness of standard paintcoat must be ensured in the pipe coating production lines,two pipes in the course of coating must be flexibly jointed.

مقاومت مکانیکی پوشش لوله و ضخامت پوشش استاندارد باید در خطوط تولید پوشش لوله تضمین شود، دو لوله در طول پوشش باید به طور انعطاف پذیر به هم متصل شوند.

She approached the problem flexibly, considering multiple solutions.

او با رویکردی انعطاف‌پذیر به حل مسئله پرداخت و راه‌حل‌های متعددی را در نظر گرفت.

It's important to be able to adapt flexibly to changing circumstances.

توانایی انطباق انعطاف‌پذیر با شرایط متغیر مهم است.

He managed his time flexibly, allowing for unexpected delays.

او زمان خود را به طور انعطاف‌پذیر مدیریت کرد و اجازه تاخیرهای غیرمنتظره را داد.

Flexibly adjusting your schedule can help you achieve a better work-life balance.

تنظیم انعطاف‌پذیر برنامه خود می‌تواند به شما کمک کند تا تعادل بهتری بین کار و زندگی داشته باشید.

The team members worked flexibly together to meet the project deadline.

اعضای تیم با همکاری انعطاف‌پذیر با یکدیگر برای رسیدن به مهلت پروژه کار کردند.

She demonstrated her ability to think flexibly in the brainstorming session.

او توانایی خود را در تفکر انعطاف‌پذیر در جلسه بارش مغز نشان داد.

Flexibly adapting to new technologies is essential in today's fast-paced world.

انطباق انعطاف‌پذیر با فناوری‌های جدید در دنیای امروزی که به سرعت در حال تغییر است، ضروری است.

The teacher encouraged students to approach the assignment flexibly, using different methods.

معلم از دانش‌آموزان خواست با استفاده از روش‌های مختلف، با رویکردی انعطاف‌پذیر به انجام تکالیف بپردازند.

Flexibly changing your workout routine can prevent plateaus in fitness progress.

تغییر انعطاف‌پذیر روتین تمرینی شما می‌تواند از رسیدن به رکود در پیشرفت تناسب اندام جلوگیری کند.

He negotiated the terms of the contract flexibly to reach a mutually beneficial agreement.

او شرایط قرارداد را به طور انعطاف‌پذیر مذاکره کرد تا به توافقی برد-برد برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید