flexible

[ایالات متحده]/ˈfleksəbl/
[بریتانیا]/ˈfleksəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل انعطاف، قابل تغییر آسان، سازگار

عبارات و ترکیب‌ها

flexible packaging

بسته‌بندی انعطاف‌پذیر

flexible manufacturing

تولید انعطاف‌پذیر

flexible graphite

گرافیت انعطاف‌پذیر

flexible structure

ساختار انعطاف‌پذیر

flexible pipe

لوله انعطاف‌پذیر

flexible manufacturing system

سیستم تولید انعطاف‌پذیر

flexible joint

اتصال انعطاف‌پذیر

flexible cable

کابل انعطاف‌پذیر

flexible shaft

میل انعطاف‌پذیر

flexible working hours

ساعات کاری انعطاف پذیر

flexible coupling

کوپلینگ انعطاف‌پذیر

flexible connection

اتصال انعطاف پذیر

flexible hose

شیلنگ انعطاف‌پذیر

flexible employment

اشتغال انعطاف‌پذیر

flexible plastic

پلاستیک انعطاف‌پذیر

flexible pavement

سطح انعطاف‌پذیر

flexible tube

لوله انعطاف‌پذیر

flexible circuit

مدار انعطاف‌پذیر

flexible rotor

چرخنده انعطاف‌پذیر

flexible package

بسته‌بندی انعطاف‌پذیر

جملات نمونه

a flexible copper braid.

یک سیم بافته شده مسی انعطاف پذیر

flexible forms of retirement.

انواع مختلف طرح‌های بازنشستگی.

a mortise-and-tenon joint; flexible joints.

اتصال زبانه و شیب؛ مفاصل انعطاف‌پذیر.

the proposal of a flexible school-leaving age.

پیشنهاد سن ترک تحصیل انعطاف‌پذیر.

The wine body is rich, and flexible as velours.

بدنه شراب غنی و انعطاف‌پذیر مانند مخمل.

He has a flexible mind.

او ذهنی انعطاف‌پذیر دارد.

a flexible service that is responsive to changing social and economic patterns.

یک سرویس انعطاف‌پذیر که به تغییرات الگوهای اجتماعی و اقتصادی پاسخ می‌دهد.

Objective:To improve the technical level of flexible cysto-urethroscopy.

هدف: بهبود سطح فنی سیستو اورتروسکوپی انعطاف‌پذیر.

employers who offer cafeteria plans and other flexible programs.

کارفرمایانی که طرح های کافه تریا و سایر برنامه های انعطاف پذیر ارائه می دهند.

rules are inevitably less flexible than a discretionary policy.

قوانین به طور اجتناب‌ناپذیری انعطاف‌پذیرتر از یک سیاست اختیاری نیستند.

you can save money if you're flexible about where your room is located.

اگر در مورد محل قرارگیری اتاق خود انعطاف‌پذیر باشید، می‌توانید در هزینه صرفه‌جویی کنید.

Flexible and sharp, it can incise, expose, exenterate and heal.

انعطاف‌پذیر و تیز، می‌تواند برش دهد، نمایان کند، خارج کند و التیام بخشد.

This article is a study of methylene chloride as a substitute for trichloro-fluoromethane in producing flexible polyurethane foam.

این مقاله مطالعه‌ای در مورد کلرومتان به‌عنوان جایگزین تری‌کلروفلورومتان در تولید فوم پلی اورتان انعطاف‌پذیر است.

flexible wire); the word can also refer to adaptability to change or the need for change (

سیم انعطاف‌پذیر)؛ این واژه همچنین می‌تواند به سازگاری با تغییر یا نیاز به تغییر اشاره داشته باشد (

flexible workers find themselves in great demand, and consequently gain high salaries.

کارگران انعطاف‌پذیر تقاضای زیادی دارند و در نتیجه حقوق بالایی کسب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید