malleable iron
آهن نرمشدنی
malleable cast iron
آهن چکشخواری نرمشدنی
a malleable substance
یک ماده انعطافپذیر
the malleable mind of the pragmatist.
ذهن انعطافپذیر یک عملگرا
plastic material such as clay.See Synonyms at malleable
مواد پلاستیکی مانند خاک رس. برای یافتن مترادفها به انعطافپذیر مراجعه کنید
malleable metals such as gold;
فلزات انعطافپذیر مانند طلا;
younger actresses with more malleable identities.
بازیگران زن جوانتر با هویتهای انعطافپذیرتر.
a hard malleable ductile silvery metallic element that is resistant to corrosion; used in alloys; occurs in pentlandite and smaltite and garnierite and millerite.
یک عنصر فلزی نقرهای سخت، انعطافپذیر و چکشخیز که در برابر خوردگی مقاوم است؛ در آلیاژها استفاده میشود؛ در پنتلاندیت، اسمالتیت، گارنیریت و میلریت یافت میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید