plodded

[ایالات متحده]/plɒdɪd/
[بریتانیا]/plɑːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به آرامی و به طور سنگین راه رفتن; به سختی و به طور پیوسته کار کردن; به آرامی و با زحمت پیش رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

plodded along

به آرامی پیش رفت

plodded on

به آرامی ادامه داد

plodded through

از میان... عبور کرد

plodded away

دور رفت

plodded back

بازگشت

plodded forth

به جلو رفت

plodded home

به خانه رفت

plodded ahead

به جلو پیش رفت

plodded onward

به جلو ادامه داد

plodded steadily

به طور پیوسته پیش رفت

جملات نمونه

the horse plodded along the muddy path.

اسب با قدم‌های سنگین در مسیر گل‌گرفته به جلو حرکت می‌کرد.

she plodded through her homework, determined to finish.

او با اراده‌ای راسخ و مصمم به اتمام تکالیفش، با تلاش پیش رفت.

the workers plodded through the long hours of labor.

کارگران در طول ساعات طولانی کار، با تلاش و خستگی پیش رفتند.

he plodded along, lost in his thoughts.

او با ذهنی مشغول و غرق در افکارش، به راه خود ادامه داد.

they plodded up the hill, exhausted but motivated.

آنها با وجود خستگی، اما با انگیزه فراوان، بالا رفتند.

the dog plodded beside its owner on the walk.

سگ در کنار صاحبش در حال قدم زدن، به آرامی پیش می‌رفت.

as the rain fell, we plodded through the puddles.

همچون باران می‌بارید، ما از میان گودال‌ها با تلاش عبور کردیم.

he plodded through the crowd, searching for his friend.

او در میان جمعیت به جستجوی دوستش ادامه داد.

the students plodded through the difficult exam.

دانشجویان با تلاش فراوان، امتحان دشوار را به پایان رساندند.

she plodded along the beach, enjoying the sunset.

او در امتداد ساحل قدم می‌زد و از غروب آفتاب لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید