dashed

[ایالات متحده]/dæʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خطی که از یک سری خط تیره یا خطوط کوتاه تشکیل شده است و برای نشان دادن یک شکست یا فاصله در چیزی استفاده می‌شود
v. به طور ناگهانی و سریع پرتاب کردن یا هجوم آوردن

عبارات و ترکیب‌ها

dashed hopes

امیدهای بر باد رفته

dashed dreams

رویاهای بر باد رفته

dashed expectations

انتظارات بر باد رفته

dashed line

خط چین‌دار

جملات نمونه

it's a dashed shame.

یک حماقت بزرگ.

They dashed by in a car.

آنها با ماشین از کنار رد شدند.

dashed to the door.

به سرعت به سمت در رفت.

I dashed into the garden.

من به سرعت به باغ رفتم.

the ship was dashed upon the rocks.

کشتی بر صخره ها разби شد.

The wolf dashed through the woods.

گرگ از میان جنگل دوید.

The boat was dashed against the rocks.

کشتی به شدت به صخره‌ها برخورد کرد.

The horse dashed onward.

اسب با سرعت به جلو دوید.

He dashed the bottle down.

او بطری را به پایین انداخت.

He dashed in breathlessly.

او با نفس‌نفس‌زدن وارد شد.

ice cream that was dashed with rum.

آب‌نبات خامه ای که با رم مخلوط شده بود.

a gust of rain dashed against the bricks.

یک وزش باد باران به آجرها برخورد کرد.

the budget dashed hopes of an increase in funding.

بودجه باعث ناامیدی از افزایش بودجه شد.

she dashed off to her room.

او به سرعت به اتاقش رفت.

The boat was dashed against a rock.

کشتی به شدت به یک صخره برخورد کرد.

He dashed water in my face.

او آب را به صورتم پاشید.

He dashed the bowl to bits on the ground.

او کاسه را به تکه های کوچک روی زمین انداخت.

He dashed out of the room at the sight of a snake.

با دیدن مار از اتاق بیرون دوید.

He dashed the chair against the door.

او صندلی را به در کوبید.

نمونه‌های واقعی

I’m afraid these hopes will be dashed, too.”

متاسفم، به نظر می‌رسد این امیدها نیز ناامید کننده خواهند بود.

منبع: BBC Listening Compilation March 2014

She dashed the chair against the door.

او صندلی را به در کوبید.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

No one doubted-no one could doubt-that she would soon be dashed to pieces.

هیچکس شک نکرد - هیچکس نمی‌توانست شک کند - که او به زودی به تکه تکه خواهد شد.

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

“MUUUUUUM! ” howled Dudley, tripping over his feet as he dashed back toward the house.

“مامان! ” داودلی که در حال دویدن به سمت خانه بود، روی پاهایش زمین خورد.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets Selected Edition

The lumberman fell backwards into the wagon as the panicked horses dashed wildly away.

چوب‌بر در حالی که اسب‌های وحشت‌زده به سرعت دور می‌شدند، به عقب در واگن افتاد.

منبع: Biography of Famous Historical Figures

They dashed across the dark, wet lawn and didn't stop until they reached the woods.

آنها از میان چمنزار تاریک و خیس دویدند و تا زمانی که به جنگل نرسیدند، متوقف نشدند.

منبع: Magic Tree House

Harry and Hermione dashed over to Ron.

هری و هرمیون به سرعت به سمت رون دویدند.

منبع: Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

Mrs. Weasley dashed about in a bad mood looking for spare socks and quills.

خانم ویزلی با حال و هوای بد به دنبال جوراب و قلم اضافی می‌گشت.

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

Harry dashed across the cellar to where Griphook was huddled on the floor.

هری به سرعت از طریق زیرزمین به سمت جایی که گریفهوک در گوشه ای از کف زمین جمع شده بود، رفت.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Dropping my suit, I dashed downstairs to tell George.

بعد از اینکه کت و شلوارم را انداختم، برای گفتن به جورج به سرعت به طبقه پایین رفتم.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید