pray for
برای دعا کردن
offer a prayer
ذخیرهسازی دعا
pray together
با هم دعا کنید
keep in prayer
در دعا باقی بمانید
the prayer for the departed.
نماز برای درگذشتگان
pray for me, father.
برای من دعا کن پدر.
pray sb. for sth.
برای کسی دعا کن برای چیزی.
We pray you for mercy.
ما از شما برای رحمت طلب میکنیم.
pray for sb.'s pardon
برای بخشیده شدن کسی دعا کن.
an attitude of prayer;
یک نگرش دعا;
These people pray to many gods.
این مردم به خدایان زیادی دعا میکنند.
We pray God's forgiveness.
ما طلب آمرزش خدا را داریم.
I pray you for mercy.
من از شما برای رحمت طلب میکنم.
the purpose of praying is to commune with God.
هدف از دعا کردن برقراری ارتباط با خدا است.
my hair was past praying for.
موهایم دیگر به جایی نمیرسید که بخواهم برایشان دعا کنم.
the whole family are praying for Michael.
کل خانواده برای مایکل دعا میکنند.
and what, pray, was the purpose of that?.
و چه بود، خواهش میکنم، هدف از آن؟
I'll say a prayer for him.
من برای او دعا خواهم کرد.
I pray your permission to speak.
لطفاً اجازه صحبت کردن را بدهید.
a votive prayer; votive candles.
یک نماز نذری؛ شمعهای نذری.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید