pray

[ایالات متحده]/preɪ/
[بریتانیا]/preɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. درخواست یا خواهش شدید کردن؛ التماس کردن.
vi. به خدا درخواست کردن؛ دعا را به یک الهه خطاب کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

pray for

برای دعا کردن

offer a prayer

ذخیره‌سازی دعا

pray together

با هم دعا کنید

keep in prayer

در دعا باقی بمانید

جملات نمونه

the prayer for the departed.

نماز برای درگذشتگان

pray for me, father.

برای من دعا کن پدر.

pray sb. for sth.

برای کسی دعا کن برای چیزی.

We pray you for mercy.

ما از شما برای رحمت طلب می‌کنیم.

pray for sb.'s pardon

برای بخشیده شدن کسی دعا کن.

an attitude of prayer;

یک نگرش دعا;

These people pray to many gods.

این مردم به خدایان زیادی دعا می‌کنند.

We pray God's forgiveness.

ما طلب آمرزش خدا را داریم.

I pray you for mercy.

من از شما برای رحمت طلب می‌کنم.

the purpose of praying is to commune with God.

هدف از دعا کردن برقراری ارتباط با خدا است.

my hair was past praying for.

موهایم دیگر به جایی نمی‌رسید که بخواهم برایشان دعا کنم.

the whole family are praying for Michael.

کل خانواده برای مایکل دعا می‌کنند.

and what, pray, was the purpose of that?.

و چه بود، خواهش می‌کنم، هدف از آن؟

I'll say a prayer for him.

من برای او دعا خواهم کرد.

I pray your permission to speak.

لطفاً اجازه صحبت کردن را بدهید.

a votive prayer; votive candles.

یک نماز نذری؛ شمع‌های نذری.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید