blessing

[ایالات متحده]/ˈblesɪŋ/
[بریتانیا]/ˈblesɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (محبت یا هدیه خدا؛ برکت، حفاظت یا عطا)؛ (محبت یا هدیه‌ای که توسط خدا داده می‌شود و بدین ترتیب خوشحالی به ارمغان می‌آورد)؛ (یک منفعت به موقع؛ یک محبت ویژه)؛ (عمل کسی که شخص یا چیزی را برکت می‌دهد؛ یک سلام یا خوشامدگویی به یک شخص)؛ (دعایی که برای محبت و حفاظت الهی درخواست می‌شود)؛ (چیزی که شخص از آن خوشحال است).

عبارات و ترکیب‌ها

receive blessings

دریافت برکت

count your blessings

شکرگزار باشید

blessing in disguise

نعمتی در پوشش مشکل

mixed blessing

نعمت ترکیبی

جملات نمونه

the blessing of the lord

نعمات خداوند

a blessing in disguise.

یک موهبت پنهان

it's a blessing we're alive.

این یک نعمت است که ما زنده هستیم.

The blessing was said in Hebrew.

این دعا به زبان عبری گفته شد.

a priest gave a blessing as the ship was launched.

یک کشیش در حالی که کشتی راه اندازی می شد، دعایی کرد.

it is a blessing vouchsafed him by heaven.

این یک موهبت است که به او از بهشت عطا شده است.

He got quite a blessing from his boss.

او از رئیسش یک موهبت خوب دریافت کرد.

It's a blessing that the flood is over.

این یک موهبت است که سیل از بین رفته است.

Afflictions are sometimes blessings in disguise.

گاهی اوقات عذاب ها موهبتی پنهان هستند.

ask God’s blessing on their pastoral work

از خدا بخواهید بر کار牧师ی آنها موهبت کند.

A TV can be a real blessing for old people.

یک تلویزیون می‌تواند یک موهبت واقعی برای افراد مسن باشد.

Our parents gave their blessing to our marriage.

والدین ما با ازدواج ما موافقت کردند.

he gave the plan his blessing even before it was announced.

او حتی قبل از اعلام آن طرح را تأیید کرد.

telling one's blessings; 16 windows, all told.

گفتن موهبت های خود؛ 16 پنجره، در مجموع.

unalloyed blessings; unalloyed relief.

موهبت های خالص؛ تسکین خالص.

Father gave his blessing to our holidays plans.

پدر با برنامه تعطیلات ما موافقت کرد.

The municipal government has given its blessing to the plan of a new bridge.

دولت شهرداری با طرح ساخت پل جدید موافقت کرده است.

It is essential for us to try to decide whether television is a blessing or a curse.

برای ما ضروری است که تصمیم بگیریم آیا تلویزیون یک موهبت یا یک نفرین است.

They leave to the sun and the moon their journey, to the stars their courses, to the seasons their blessing and their inclemency;

آنها سفر خود را به خورشید و ماه، مسیر خود را به ستارگان، موهبت و سختی خود را به فصول می‌سپارند.

His illness became a blessing in disguise, when he married his nurse.

بیماری او به یک موهبت پنهان تبدیل شد، وقتی پرستارش را বিয়ে کرد.

نمونه‌های واقعی

The bioplastic is water soluble, which is both a blessing and a curse.

پلاستیک زیستی محلول در آب است که هم یک موهبت و هم یک نفرین است.

منبع: Perspective Encyclopedia of Technology

Getting laid off can be a blessing in disguise.

اخراج شدن می‌تواند یک موهبت پنهان باشد.

منبع: Healthy little secrets

Take it easy. This is a blessing in disguise.

آرام باشید. این یک موهبت پنهان است.

منبع: Rick and Morty Season 2 (Bilingual)

But maybe it's a blessing in disguise.

اما شاید یک موهبت پنهان باشد.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

It is my blessing to know you.

دانستن شما برای من یک موهبت است.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

Another fly trying to steal immortal blessings?

آیا یک حشره دیگر در تلاش است تا موهبت‌های جاودانه را بدزدد؟

منبع: Brave New World

This curse of yours is a blessing.

این نفرین شما یک موهبت است.

منبع: English little tyrant

Many blessings, I've got a date with you.

آرزوی سلامتی و خوشبختی برایتان دارم، قرار با شما دارم.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Oil has not been a blessing for Nigeria.

نفت برای نیجریه یک موهبت نبوده است.

منبع: BBC Listening Collection May 2016

The camel hospital is a blessing from god.

بیمارستان شتر یک موهبت از جانب خداست.

منبع: VOA Standard English - Middle East

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید