precluding further action
جلوگیری از هرگونه اقدام بیشتر
precluding any risk
جلوگیری از هرگونه خطر
precluding future disputes
جلوگیری از اختلافات آینده
precluding possible errors
جلوگیری از بروز خطاهای احتمالی
precluding additional costs
جلوگیری از هزینههای اضافی
precluding such behavior
جلوگیری از چنین رفتاری
precluding any delay
جلوگیری از هرگونه تأخیر
precluding further discussion
جلوگیری از بحث بیشتر
precluding future changes
جلوگیری از تغییرات آینده
precluding negative impacts
جلوگیری از تأثیرات منفی
precluding further discussion, he made a final decision.
با جلوگیری از ادامه بحث، او تصمیم نهایی را اتخاذ کرد.
the new policy is precluding many applicants from qualifying.
سیاست جدید مانع از واجد شرایط شدن بسیاری از متقاضیان می شود.
precluding any doubts, she presented the evidence clearly.
با رفع هرگونه تردید، او مدارک را به وضوح ارائه داد.
his actions were precluding the possibility of reconciliation.
اقدامات او احتمال آشتی را منتفی می کرد.
precluding the use of certain materials can enhance safety.
جلوگیری از استفاده از مواد خاص می تواند ایمنی را افزایش دهد.
precluding distractions, she focused entirely on her work.
با حذف عوامل حواس پرتی، او به طور کامل بر روی کار خود تمرکز کرد.
the agreement precludes any future claims from the parties.
توافقنامه از هرگونه ادعای آینده از سوی طرفین جلوگیری می کند.
precluding any misunderstandings, he clarified his intentions.
با رفع هرگونه سوء تفاهم، او قصد خود را روشن کرد.
precluding options that are not viable can streamline the process.
حذف گزینه های غیرقابل اجرا می تواند روند را ساده کند.
precluding late submissions is essential for maintaining fairness.
جلوگیری از ارسال دیرهنگام ضروری برای حفظ انصاف است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید