enabling

[ایالات متحده]/en'eibliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مجاز
v. قادر ساختن؛ مجاز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

enabling legislation

قانون‌گذاری فعال‌ساز

جملات نمونه

there will be forms enabling the allottee to renounce.

این فرم‌ها این امکان را برای ذینفع فراهم می‌کنند که انصراف دهد.

a law enabling the new federal agency.

قانونی که امکان ایجاد آژانس فدرال جدید را فراهم می‌کند.

a loophole enabling workers to take unnecessary sick leave

یک راه فرسا که به کارمندان این امکان را می‌دهد تا مرخصی استعلاجی غیرضروری بگیرند.

The tattoo uniquely identifies the pig enabling it to be traced back, at anytime, to Savin Hill Farm.

تاتو به طور منحصر به فرده‌ای خوک را شناسایی می‌کند و این امکان را فراهم می‌کند که در هر زمان به مزرعه ساوین هیل ردیابی شود.

The value of our house soared, enabling us to trade up to a larger place.

ارزش خانه ما به طور چشمگیری افزایش یافت و این به ما این امکان را داد که به یک مکان بزرگتر نقل مکان کنیم.

In accordance with the international standard, It has the broadband internet and digital TV, enabling the guests to get a feel of the smatch of culture and art.

مطابق با استاندارد بین المللی، دارای اینترنت پهن باند و تلویزیون دیجیتال است که این امکان را به مهمانان می‌دهد تا احساسی از فرهنگ و هنر را تجربه کنند.

, Kan.) have introduced the Iran Sanctions Enabling Act, which would create a federal list of investors in Iran and shield fund managers from lawsuits if they disinvest.

، کان.) قانون توانمندسازی تحریم‌های ایران را معرفی کرده‌اند که با ایجاد فهرستی فدرال از سرمایه‌گذاران در ایران و محافظت از مدیران صندوق در برابر شکایت در صورت خروج از سرمایه‌گذاری، این امکان را فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید