preventing disease
جلوگیری از بیماری
preventing accidents
جلوگیری از حوادث
preventing crime
جلوگیری از جرم و جنایت
preventing loss
جلوگیری از دست دادن
preventing damage
جلوگیری از آسیب
preventing conflict
جلوگیری از درگیری
preventing errors
جلوگیری از خطا
preventing fires
جلوگیری از آتشسوزی
preventing theft
جلوگیری از سرقت
preventing illness
جلوگیری از بیماری
preventing accidents is a top priority for the company.
جلوگیری از حوادث اولویت اصلی شرکت است.
we are focused on preventing the spread of misinformation.
ما بر جلوگیری از انتشار اطلاعات نادرست تمرکز داریم.
preventing climate change requires global cooperation.
جلوگیری از تغییرات آب و هوایی نیاز به همکاری جهانی دارد.
she is dedicated to preventing animal cruelty.
او به جلوگیری از ظلم به حیوانات اختصاص داده شده است.
preventing disease is essential for public health.
جلوگیری از بیماری برای سلامت عمومی ضروری است.
they are working on preventing future financial crises.
آنها در حال کار بر روی جلوگیری از بحران های مالی آینده هستند.
preventing cyber attacks is crucial for businesses.
جلوگیری از حملات سایبری برای مشاغل بسیار مهم است.
education plays a key role in preventing poverty.
آموزش نقش مهمی در جلوگیری از فقر دارد.
preventing pollution is the responsibility of every citizen.
جلوگیری از آلودگی مسئولیت هر شهروندی است.
they are implementing measures for preventing workplace harassment.
آنها اقداماتی را برای جلوگیری از آزار و اذیت در محیط کار اجرا می کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید