preventing

[ایالات متحده]/prɪˈvɛntɪŋ/
[بریتانیا]/prɪˈvɛntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل متوقف کردن چیزی از وقوع؛ جلوگیری از وقوع چیزی؛ مانع شدن یا مسدود کردن؛ هدایت در یک زمینه مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

preventing disease

جلوگیری از بیماری

preventing accidents

جلوگیری از حوادث

preventing crime

جلوگیری از جرم و جنایت

preventing loss

جلوگیری از دست دادن

preventing damage

جلوگیری از آسیب

preventing conflict

جلوگیری از درگیری

preventing errors

جلوگیری از خطا

preventing fires

جلوگیری از آتش‌سوزی

preventing theft

جلوگیری از سرقت

preventing illness

جلوگیری از بیماری

جملات نمونه

preventing accidents is a top priority for the company.

جلوگیری از حوادث اولویت اصلی شرکت است.

we are focused on preventing the spread of misinformation.

ما بر جلوگیری از انتشار اطلاعات نادرست تمرکز داریم.

preventing climate change requires global cooperation.

جلوگیری از تغییرات آب و هوایی نیاز به همکاری جهانی دارد.

she is dedicated to preventing animal cruelty.

او به جلوگیری از ظلم به حیوانات اختصاص داده شده است.

preventing disease is essential for public health.

جلوگیری از بیماری برای سلامت عمومی ضروری است.

they are working on preventing future financial crises.

آنها در حال کار بر روی جلوگیری از بحران های مالی آینده هستند.

preventing cyber attacks is crucial for businesses.

جلوگیری از حملات سایبری برای مشاغل بسیار مهم است.

education plays a key role in preventing poverty.

آموزش نقش مهمی در جلوگیری از فقر دارد.

preventing pollution is the responsibility of every citizen.

جلوگیری از آلودگی مسئولیت هر شهروندی است.

they are implementing measures for preventing workplace harassment.

آنها اقداماتی را برای جلوگیری از آزار و اذیت در محیط کار اجرا می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید