permitting access
اجازه دادن دسترسی
permitting use
اجازه دادن استفاده
permitting entry
اجازه دادن ورود
permitting changes
اجازه دادن تغییرات
permitting travel
اجازه دادن سفر
permitting exceptions
اجازه دادن استثناها
permitting modifications
اجازه دادن اصلاحات
permitting actions
اجازه دادن اقدامات
permitting conditions
اجازه دادن شرایط
permitting participation
اجازه دادن مشارکت
permitting access to the building requires a security check.
دسترسی به ساختمان اجازه میدهد که نیاز به بررسی امنیتی وجود داشته باشد.
they are permitting students to retake the exam next week.
آنها اجازه میدهند دانشآموزان هفته آینده امتحان را تکرار کنند.
the new policy is permitting remote work for employees.
سیاست جدید اجازه میدهد که کارمندان به صورت از راه دور کار کنند.
permitting the use of phones in class can be distracting.
اجازه دادن به استفاده از تلفن در کلاس میتواند حواسپرتی ایجاد کند.
she is permitting her children to stay up late on weekends.
او اجازه میدهد که فرزندانش آخر هفتهها تا دیر وقت بمانند.
permitting additional time for the project is necessary.
اجازه دادن به زمان بیشتر برای پروژه ضروری است.
the city is permitting outdoor dining during the summer.
شهر اجازه میدهد که در طول تابستان از صرف غذا در فضای باز لذت ببرید.
permitting volunteers to help can enhance community spirit.
اجازه دادن به داوطلبان برای کمک میتواند روحیه جامعه را تقویت کند.
they are permitting the exhibition to run for an extra week.
آنها اجازه میدهند که نمایشگاه برای یک هفته دیگر ادامه یابد.
permitting students to choose their projects encourages creativity.
اجازه دادن به دانشآموزان برای انتخاب پروژههایشان، خلاقیت را تشویق میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید