dark presentiments
منتظران تاریک
ominous presentiments
منتظران وخیم
foreboding presentiments
منتظران پیشبین
vague presentiments
منتظران مبهم
strange presentiments
منتظران عجیب
anxious presentiments
منتظران مضطرب
chilling presentiments
منتظران سرد
persistent presentiments
منتظران مداوم
unsettling presentiments
منتظران آزاردهنده
premonitory presentiments
منتظران پیشنگاشتی
she had presentiments of danger before the storm.
او پیشبینیهایی از خطر قبل از طوفان داشت.
his presentiments often proved to be accurate.
پیشبینیهای او اغلب درست از آب در میآمدند.
they dismissed her presentiments as mere superstition.
آنها پیشبینیهای او را صرفاً خرافات جلوه دادند.
she trusted her presentiments about the new job.
او به پیشبینیهای خود در مورد شغل جدید اعتماد داشت.
his presentiments made him cautious about investing.
پیشبینیهای او باعث شد در مورد سرمایهگذاری محتاط باشد.
presentiments can sometimes be a warning sign.
گاهی اوقات پیشبینیها میتوانند نشانهای هشداردهنده باشند.
she experienced presentiments of loss before the accident.
او پیش از حادثه، پیشبینیهایی از دست دادن را تجربه کرد.
his presentiments about the meeting were unsettling.
پیشبینیهای او در مورد جلسه آزاردهنده بود.
she often had presentiments that guided her decisions.
او اغلب پیشبینیهایی داشت که تصمیماتش را هدایت میکرد.
despite her presentiments, she went ahead with the plan.
با وجود پیشبینیهای او، او طبق برنامه پیش رفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید