He had been railed against by them as a prig and a poseur.
او به عنوان یک متکبر و یک ریاکار مورد انتقاد قرار گرفته بود.
A king , a murderer , a prig , a ladyhood , a prostitute , a damosel, One kind of nature , one kind of thought , a dirty maker;
یک پادشاه، یک آدمکش، یک متکبر، یک بانوی محترم، یک روسپی، یک دختر با فضیلت، یک نوع طبیعت، یک نوع فکر، یک سازنده کثیف;
He is such a prig when it comes to table manners.
او در مورد آداب غذا خوردن خیلی متکبر است.
She can be a bit of a prig about grammar.
او در مورد دستور زبان کمی متکبر است.
Don't be such a prig, loosen up and have some fun!
اینقدر متکبر نباشید، کمی آرام شوید و خوش بگذرانید!
He's a prig who always thinks he's better than everyone else.
او یک متکبر است که همیشه فکر می کند از همه بهتر است.
She's a prig when it comes to following rules.
او در مورد رعایت قوانین کمی متکبر است.
Stop being a prig and try something new for once!
متکبر بودن را متوقف کنید و سعی کنید حداقل یک بار چیز جدیدی را امتحان کنید!
He's such a prig about punctuality, always arriving early.
او در مورد به موقع بودن خیلی متکبر است، همیشه زود می رسد.
She's a prig when it comes to cleanliness, everything must be spotless.
او در مورد تمیزی خیلی متکبر است، همه چیز باید کاملاً تمیز باشد.
I can't stand his prig attitude towards fashion, always criticizing others' outfits.
من نمی توانم از نگرش متکبرانه او نسبت به مدها چشم پوشی کنم، همیشه لباس های دیگران را مورد انتقاد قرار می دهد.
She's a bit of a prig about her diet, only eating organic food.
او در مورد رژیم غذایی خود کمی متکبر است، فقط غذاهای ارگانیک می خورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید