he was a dishonest hypocrite prepared to exploit his family.
او یک منافق نامريد بود که آماده بود از خانواده اش سوء استفاده کند.
He is a hypocrite and never exerts himself to help anyone.
او یک ریاکار است و هرگز برای کمک به کسی تلاش نمیکند.
You say you care about the poor, but you don't help them, you hypocrite!
شما ادعا میکنید که به فقرا اهمیت میدهید، اما به آنها کمک نمیکنید، ای منافق!
You say you care about the poor, but you don’t help them.You hypocrite!
شما ادعا میکنید که به فقرا اهمیت میدهید، اما به آنها کمک نمیکنید. شما منافق!
She accused him of being a hypocrite.
او او را به منافق بودن متهم کرد.
Don't be a hypocrite and practice what you preach.
منافق نباشید و آنچه را که میگویید عمل کنید.
She criticized others for gossiping, yet she was the biggest hypocrite of all.
او دیگران را به خاطر غیبت کردن سرزنش کرد، اما از همه بزرگتر منافق بود.
The company's CEO was called a hypocrite for preaching about work-life balance while expecting employees to work long hours.
مدیر عامل شرکت به خاطر صحبت کردن در مورد تعادل کار و زندگی در حالی که انتظار داشت کارمندان ساعات طولانی کار کنند، منافق نامیده شد.
He's such a hypocrite, always talking about honesty but lying all the time.
او خیلی منافق است، همیشه در مورد صداقت صحبت میکند اما همیشه دروغ میگوید.
The celebrity's public image was shattered when he was exposed as a hypocrite.
تصویر عمومی سلبریتی زمانی از بین رفت که او به عنوان یک منافق رسوا شد.
She preached about the importance of equality but was a hypocrite when it came to treating her employees fairly.
او در مورد اهمیت برابری صحبت کرد، اما وقتی صحبت به رفتار عادلانه با کارمندانش رسید، منافق بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید