when your body is your fortune, you can't afford to slob out .
وقتی بدن شما ثروت شماست، نمیتوانید اجازه دهید بیخیال باشید.
He's such a slob, always leaving his clothes on the floor.
او خیلی بینظمه، همیشه لباسهایش را روی زمین جا میگذارد.
She refuses to date a slob who doesn't take care of himself.
او از قرار دادن با کسی که از خودش مراقتی نمیکند امتناع میکند.
Living with a slob can be frustrating and stressful.
زندگی با یک بینظم میتواند ناامیدکننده و استرسزا باشد.
Don't be such a slob, clean up after yourself!
اینقدر بینظم نباشید، بعد از خودتان جمع کنید!
He's a slob when it comes to personal hygiene.
او در مورد بهداشت شخصی بینظمه.
She's a slob in the kitchen, always leaving dirty dishes in the sink.
او در آشپزخانه بینظمه، همیشه ظروف کثیف را در سینک جا میگذارد.
I can't stand being around such a slob like him.
نمیتوانم تحمل کنم که در کنار کسی مثل او که بینظمه باشم.
Being a slob is not an excuse for being disorganized.
بینظمی بهانهای برای بینظمی نیست.
She's a slob at work, never organizing her desk or files.
او در محل کار بینظمه، هرگز نمیتواند میز یا فایلهای خود را مرتب کند.
Don't be a slob with your finances, make a budget and stick to it.
در امور مالی خود بینظم نباشید، بودجهای تنظیم کنید و به آن پایبند باشید.
Do you know something? You're a slob.
آیا میدانی؟ تو یک آدم بینظم هستی.
منبع: British Council Learning TipsAnd you...you are an unbelievable slob. A slovenly, angry intern. I am Preston Burke.
و تو...تو یک آدم بینظم باورنکردنی هستی. یک کارآموز بیترتیب و عصبانی. من پرستون بورک هستم.
منبع: Grey's Anatomy Season 2Yeah, you guys look fantastic. I feel like such a slob.
بله، شماها عالی به نظر میرسید. من احساس میکنم مثل یک آدم بینظم هستم.
منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4Nice dress. Oh, this? I'm dressed like a slob today.
لباس خوبی. اوه، این؟ امروز مثل یک آدم بینظم لباس پوشیدم.
منبع: The Big Bang Theory Season 2See, it's only because I work with a bunch of slobs.
میبینید، این فقط به این دلیل است که با گروهی از آدمهای بینظم کار میکنم.
منبع: Modern Family Season 6Bright? He's a common, ignorant slob. He don't even speak good English.
هوشمند؟ او یک آدم بینظم، بیسواد و احمق است. حتی انگلیسی خوبی هم صحبت نمیکند.
منبع: Go blank axis versionHey. My friends call me Strep. - He's a bacterium and a bit of a slob.
هی. دوستان من من را استرپپ صدا میکنند. - او یک باکتری و کمی بینظم است.
منبع: Scientific Insights Bilingual EditionIf we all went out looking like a slob like me, it would be a pretty dreary world.
اگر همه ما مثل من با ظاهری نامرتب بیرون میرفتیم، دنیایی بسیار دلگیر بود.
منبع: We all dressed up for Bill.You do not want your wife calling you a slob.
نمیخواهید همسرتان شما را یک آدم بینظم صدا کند.
منبع: 2006 ESLPodMy problem is my roommate is a slob.
مشکل من این است که هماتاقم یک آدم بینظم است.
منبع: Charlie’s Growth Diary Season 3لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید