slob

[ایالات متحده]/slɒb/
[بریتانیا]/slɑb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. [غیررسمی] فردی تنبل و نامرتب؛ یک احمق؛ یک فرد بی‌ادب.

جملات نمونه

when your body is your fortune, you can't afford to slob out .

وقتی بدن شما ثروت شماست، نمی‌توانید اجازه دهید بی‌خیال باشید.

He's such a slob, always leaving his clothes on the floor.

او خیلی بی‌نظمه، همیشه لباس‌هایش را روی زمین جا می‌گذارد.

She refuses to date a slob who doesn't take care of himself.

او از قرار دادن با کسی که از خودش مراقتی نمی‌کند امتناع می‌کند.

Living with a slob can be frustrating and stressful.

زندگی با یک بی‌نظم می‌تواند ناامیدکننده و استرس‌زا باشد.

Don't be such a slob, clean up after yourself!

اینقدر بی‌نظم نباشید، بعد از خودتان جمع کنید!

He's a slob when it comes to personal hygiene.

او در مورد بهداشت شخصی بی‌نظمه.

She's a slob in the kitchen, always leaving dirty dishes in the sink.

او در آشپزخانه بی‌نظمه، همیشه ظروف کثیف را در سینک جا می‌گذارد.

I can't stand being around such a slob like him.

نمی‌توانم تحمل کنم که در کنار کسی مثل او که بی‌نظمه باشم.

Being a slob is not an excuse for being disorganized.

بی‌نظمی بهانه‌ای برای بی‌نظمی نیست.

She's a slob at work, never organizing her desk or files.

او در محل کار بی‌نظمه، هرگز نمی‌تواند میز یا فایل‌های خود را مرتب کند.

Don't be a slob with your finances, make a budget and stick to it.

در امور مالی خود بی‌نظم نباشید، بودجه‌ای تنظیم کنید و به آن پایبند باشید.

نمونه‌های واقعی

Do you know something? You're a slob.

آیا می‌دانی؟ تو یک آدم بی‌نظم هستی.

منبع: British Council Learning Tips

And you...you are an unbelievable slob. A slovenly, angry intern. I am Preston Burke.

و تو...تو یک آدم بی‌نظم باورنکردنی هستی. یک کارآموز بی‌ترتیب و عصبانی. من پرستون بورک هستم.

منبع: Grey's Anatomy Season 2

Yeah, you guys look fantastic. I feel like such a slob.

بله، شماها عالی به نظر می‌رسید. من احساس می‌کنم مثل یک آدم بی‌نظم هستم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

Nice dress. Oh, this? I'm dressed like a slob today.

لباس خوبی. اوه، این؟ امروز مثل یک آدم بی‌نظم لباس پوشیدم.

منبع: The Big Bang Theory Season 2

See, it's only because I work with a bunch of slobs.

می‌بینید، این فقط به این دلیل است که با گروهی از آدم‌های بی‌نظم کار می‌کنم.

منبع: Modern Family Season 6

Bright? He's a common, ignorant slob. He don't even speak good English.

هوشمند؟ او یک آدم بی‌نظم، بی‌سواد و احمق است. حتی انگلیسی خوبی هم صحبت نمی‌کند.

منبع: Go blank axis version

Hey. My friends call me Strep. - He's a bacterium and a bit of a slob.

هی. دوستان من من را استرپپ صدا می‌کنند. - او یک باکتری و کمی بی‌نظم است.

منبع: Scientific Insights Bilingual Edition

If we all went out looking like a slob like me, it would be a pretty dreary world.

اگر همه ما مثل من با ظاهری نامرتب بیرون می‌رفتیم، دنیایی بسیار دلگیر بود.

منبع: We all dressed up for Bill.

You do not want your wife calling you a slob.

نمی‌خواهید همسرتان شما را یک آدم بی‌نظم صدا کند.

منبع: 2006 ESLPod

My problem is my roommate is a slob.

مشکل من این است که هم‌اتاقم یک آدم بی‌نظم است.

منبع: Charlie’s Growth Diary Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید