professing

[ایالات متحده]/prəˈfɛsɪŋ/
[بریتانیا]/prəˈfɛsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور علنی ادعا کردن یا بیان کردن؛ به طور علنی اعلام یا تأیید کردن؛ به profess کردن یک باور یا ایمان

عبارات و ترکیب‌ها

professing faith

اعلام ایمان

professing love

اعلام عشق

professing belief

اعلام باور

professing knowledge

اعلام دانش

professing loyalty

اعلام وفاداری

professing values

اعلام ارزش‌ها

professing ideals

اعلام آرمان‌ها

professing support

اعلام حمایت

professing opinions

اعلام نظرات

professing intentions

اعلام قصد و نیت

جملات نمونه

he is professing his love for her openly.

او عشق خود را به طور آشکار برای او ابراز می کند.

she is professing to be an expert in the field.

او ادعا می کند که در این زمینه یک متخصص است.

many are professing their faith during the ceremony.

بسیاری در طول مراسم ایمان خود را ابراز می کنند.

he is professing his innocence in the matter.

او معصومیت خود را در این مورد ابراز می کند.

she was professing her support for the charity.

او از حمایت خود از خیریه صحبت می کرد.

they are professing to uphold the values of the organization.

آنها ادعا می کنند که ارزش های سازمان را حفظ می کنند.

he is professing a deep interest in philosophy.

او علاقه زیادی به فلسفه نشان می دهد.

she is professing her commitment to environmental issues.

او تعهد خود را به مسائل زیست محیطی ابراز می کند.

he is professing to be a man of integrity.

او ادعا می کند که مردی با درستی است.

they are professing their loyalty to the team.

آنها وفاداری خود را به تیم ابراز می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید