asserting

[ایالات متحده]/əˈsɜːrtɪŋ/
[بریتانیا]/əˈsɝːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ادعایی یا بیانی را به طور قاطع و با اعتماد به نفس بیان کردن؛ چیزی را به عنوان حقیقت ابراز کردن؛ چیزی را به طور محکم نگه داشتن یا دفاع کردن؛ چیزی را به حالت اجرا یا نیرو درآوردن.

عبارات و ترکیب‌ها

asserting dominance

اعمال برتری

asserting oneself

اعمال خود

asserting one's rights

احقاق حقوق خود

asserting a claim

اعمال ادعا

asserting his innocence

اعمال بی‌گناهی خود

asserting authority

اعمال اقتدار

asserting control

اعمال کنترل

asserting superiority

اعمال برتری

asserting the truth

اعمال حقیقت

جملات نمونه

she is asserting her rights in the meeting.

او حقوق خود را در جلسه مطرح می‌کند.

the lawyer is asserting his client's innocence.

وکیل بی‌گناهی موکل خود را مطرح می‌کند.

he is asserting that the project will succeed.

او ادعا می‌کند که پروژه موفق خواهد شد.

they are asserting the importance of education.

آنها اهمیت آموزش را مطرح می‌کنند.

she is asserting her opinion confidently.

او با اطمینان نظر خود را مطرح می‌کند.

the scientist is asserting a new theory.

دانشمند یک نظریه جدید را مطرح می‌کند.

he is asserting that he was not involved.

او ادعا می‌کند که درگیر نبوده است.

the teacher is asserting the rules clearly.

معلم قوانین را به وضوح مطرح می‌کند.

they are asserting their dominance in the market.

آنها برتری خود را در بازار مطرح می‌کنند.

she is asserting her authority as a leader.

او اقتدار خود را به عنوان یک رهبر مطرح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید