prolonged

[ایالات متحده]/prəˈlɔŋd/
[بریتانیا]/pro'lɔŋd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. برای مدت طولانی ادامه دار; برای مدت زمان طولانی ادامه یافتن.

عبارات و ترکیب‌ها

prolonged period

دوره طولانی

prolonged use

استفاده طولانی مدت

prolonged exposure

قرار گرفتن در معرض طولانی مدت

prolonged sitting

نشستن طولانی مدت

prolonged stress

استرس طولانی مدت

جملات نمونه

an idea which prolonged the life of the engine by many years.

ایده‌ای که عمر موتور را سال‌ها طولانی کرد.

the region suffered a prolonged drought.

منطقه دچار خشکسالی طولانی مدت شد.

They were impoverished by a prolonged spell of unemployment.

آنها به دلیل یک دوره طولانی بیکاری دچار فقر شدند.

Government sources said there would be no prolonged pause in the war.

منابع دولتی گفتند وقفه طولانی مدت در جنگ وجود نخواهد بود.

After prolonged questioning she finally confessed.

پس از بازجویی‌های طولانی مدت، او بالاخره اعتراف کرد.

the prolonged firing caused heavy losses.

آتش‌رسانی طولانی مدت تلفات سنگینی به بار آورد.

chronic gastrointestinal symptoms which may require prolonged medication.

علائم مزمن گوارشی که ممکن است به داروهای طولانی مدت نیاز داشته باشند.

the line of his lips was prolonged in a short red scar.

خط لب او در یک جای زخم قرمز کوتاه کشیده شده بود.

Success of laser sclerostomy could be increased and prolonged by subconjunctival injection of 5- FU postoperativly.

می‌توان موفقیت اسکلروستومی لیزری را با تزریق زیر Conjunctival از 5-FU پس از عمل افزایش و طولانی کرد.

Many countries have gained national independence after prolonged struggles.

بسیاری از کشورها پس از مبارزات طولانی مدت به استقلال ملی دست یافته‌اند.

Every father should insure himself against premature death or prolonged illness for the sake of his wife and children.

هر پدری باید از بیم مرگ یا بیماری طولانی مدت زودرس برای همسر و فرزندانش بیمه کند.

The antipsychotic drug fluphenazine has a prolonged period of action when it is given by intramuscular injection, but not when it is given by intravenous injection.Suggest why this is the case.

داروی ضد روان‌پریشی فلوفنازین، زمانی که به صورت تزریق عضلانی تجویز می‌شود، دارای یک دوره طولانی اثر است، اما زمانی که به صورت داخل وریدی تجویز می‌شود، اینطور نیست. توضیح دهید چرا این اتفاق می افتد.

Prolonged overactivation of neurohormonal mechanisms in dilated cardiomyopathy is harmful to the cardiovascular system and leads to poor prognosis.

فعالیت بیش از حد طولانی مکانیسم های نوروهورمونی در کاردیومیوپاتی گشاد شده برای سیستم قلب و عروق مضر است و منجر به پیش آگهی ضعیف می شود.

RESULTS Zhike syrup obviously prolonged the incubation period of coughing and increasel the bronchotracheal secretion of phenol red.

نتایج: شربت ژیک به وضوح دوره inkubation سرفه را طولانی کرد و ترشح برونکوتراشه ای فنل قرمز را افزایش داد.

and the prolonged resident time helps removel of Sb,hawever,this will cause the redissolution of cobalt into the solution.

و زمان اقامت طولانی به حذف Sb کمک می کند، با این حال، این باعث می شود کبالت دوباره در محلول حل شود.

Drinking for a prolonged period helps in the whitening of skin and desalinating spots. Especially good for acned skin.

نوشیدن در یک دوره طولانی به روشن شدن پوست و از بین بردن لکه ها کمک می کند. به خصوص برای پوست های آکنه دار مفید است.

Two countries prolonged signing an agreement until details could be agreed on.

دو کشور امضای توافقی را تا زمانی که بتوان بر جزئیات به توافق رسید، به تعویق انداختند.

It is caused in part by prolonged hyperglycemia (high blood sugar) and results in dysfunction of one or both tibial nerves and a plantigrade stance (down on the hocks).

این امر تا حدودی ناشی از هایپرگلیسمی طولانی مدت (قند خون بالا) است و منجر به اختلال در عملکرد یک یا هر دو عصب تیبیال و وضعیت پلاتيگراد (روی پاشنه پا) می شود.

When ferulyl diolein was used in lard or peanut oil, the shelf life of it could be prolonged to 10 months or 8.6 months at 20℃ respectively.

هنگامی که فرولیل دی اولئین در چربی یا روغن بادام زمینی استفاده می شد، می توان عمر مفید آن را به ترتیب به 10 ماه یا 8.6 ماه در دمای 20 درجه سانتیگراد افزایش داد.

نمونه‌های واقعی

Looks like we've merely prolonged the inevitable.

به نظر می‌رسد ما فقط اجتناب‌ناپذیر را به تعویق انداخته‌ایم.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

There was no prolonged recession or depression.

هیچ رکود یا افسردگی طولانی‌مدتی وجود نداشت.

منبع: CNN Selected October 2017 Collection

As it is, the war will be prolonged indefinitely.

همانطور که هست، جنگ به طور نامحدودی به تعویق خواهد افتاد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 2

Prolonged droughts have also led to desertification.

خشکسالی‌های طولانی مدت نیز منجر به بیابان‌زایی شده است.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

It's advice, of course, if someone has prolonged chest pain, they should see a doctor.

این توصیه است، البته، اگر کسی درد قفسه سینه طولانی مدت دارد، باید به پزشک مراجعه کند.

منبع: Sara's British English class

Burnout occurs because of prolonged unending stress.

خستگی روحی و جسمی به دلیل استرس طولانی مدت و بی‌پایان رخ می‌دهد.

منبع: Psychology Mini Class

And yet nobody prolonged his underwater work beyond the time allotted him.

با این حال، هیچ کس کار غواصی او را فراتر از زمان تعیین شده طولانی نکرد.

منبع: Twenty Thousand Leagues Under the Sea (Original Version)

So there's real issues with prolonged exposure.

بنابراین مشکلات واقعی در مورد قرار گرفتن طولانی مدت وجود دارد.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American June 2023 Collection

So what's going to happen after prolonged inhalation in e-cigarettes?

پس بعد از استنشاق طولانی مدت در ویپ چه اتفاقی خواهد افتاد؟

منبع: Asap SCIENCE Selection

So batteries do break down faster in prolonged heat.

بنابراین باتری‌ها در برابر گرما طولانی مدت سریع‌تر خراب می‌شوند.

منبع: Scishow Selected Series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید