in short
در خلاصه
short notice
اطلاع کوتاه
short-lived
مدت کوتاه
short circuit
اتصال کوتاه
short story
داستان کوتاه
short break
استراحت کوتاه
short temper
خشم زودگذر
shortage of
کمبود
short distance
مسافت کوتاه
short of
کمبود
for short
به طور خلاصه
short time
مدت کوتاه
short term
کوتاه مدت
short period
دوره کوتاه
short supply
کمبود
short for
مخفف
short on
کمبود داشتن
cut short
کوتاه کردن
short message
پیام کوتاه
fall short
کم بودن
fall short of
رسیدن به هدف نکردن
short life
عمر کوتاه
short hair
موهای کوتاه
short in
کوتاه در
short and to the point.
کوتاه و مفید
a short bark of laughter.
خنده ای کوتاه و ناگهانی
a life of short commons.
زندگی با کمبودهای فراوان
a short ferry crossing.
یک گذرگاه کوتاه با کشتی
a short story in prose.
یک داستان کوتاه در نثر
a short flight of steps.
یک سری پله کوتاه.
he is short and tubby.
او کوتاه و تپلی است.
they were short of provisions.
آنها دچار کمبود آذوقه بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید