pt

[ایالات متحده]/ˌpi:'ti:/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. تمرین فیزیکی
پلاتین
پرتغال

جملات نمونه

I need to schedule a PT appointment.

من نیاز دارم یک قرار ملاقات PT تعیین کنم.

She's been going to PT for her knee injury.

او برای آسیب زانویش به PT رفته است.

PT exercises can help with muscle recovery.

تمرینات PT می‌توانند به بهبودی عضلات کمک کنند.

The PT session was challenging but beneficial.

جلسه PT چالش برانگیز اما مفید بود.

He's a licensed PT specializing in sports injuries.

او یک PT دارای مجوز است که در زمینه آسیب های ورزشی تخصص دارد.

PT can improve mobility and reduce pain.

PT می‌تواند تحرک را بهبود بخشد و درد را کاهش دهد.

The PT recommended specific exercises for my back pain.

PT تمرینات خاصی را برای درد کمر من توصیه کرد.

I have PT twice a week for my shoulder injury.

من دو بار در هفته به دلیل آسیب شانه PT دارم.

PT is an essential part of the recovery process.

PT بخشی ضروری از فرآیند بهبودی است.

The PT clinic offers a range of services for different conditions.

کلینیک PT خدمات مختلفی را برای شرایط مختلف ارائه می‌دهد.

نمونه‌های واقعی

However, the trade-off with a PT is the price.

با این حال، معاوضه با یک PT قیمت است.

منبع: BBC Portable English Selected Past Issues

So, instead of saying " physiotherapist" , they might say " PT" .

بنابراین، به جای گفتن "فیزیوتراپیست"، ممکن است بگویند "PT".

منبع: Engvid-Emma Course Collection

If you want to be technical, it has the atomic number 78 with the chemical symbol Pt.

اگر می خواهید فنی باشید، عدد اتمی آن 78 با نماد شیمیایی Pt است.

منبع: 2017 ESLPod

Sometimes in the field, those are shortened to OT or PT.

گاهی اوقات در این زمینه، آنها به OT یا PT کوتاه می شوند.

منبع: Learn speaking with Vanessa.

So, what does SLP stand for? What does PT stand for?

بنابراین، SLP مخفف چیست؟ PT مخفف چیست؟

منبع: Engvid-Emma Course Collection

It evolved from PT Barnum's era of circuses and freak shows.

این از دوران سیرک ها و نمایش های عجیب و غریب PT بارنم تکامل یافته است.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2017 Collection

Well, many people make use of a PT – that's a personal trainer.

خب، بسیاری از مردم از یک PT استفاده می کنند - آن مربی شخصی است.

منبع: BBC Learning English (official version)

We did also did the the PT type stuff that they do when they're recruits.

ما همچنین کارهای نوع PT را که انجام می دهند وقتی سرباز هستند انجام دادیم.

منبع: GQ — Representative Roles of Celebrities

Also to do with formatting, it's standard to use 11 or 12 pt, so not really, really big writing.

همچنین در مورد قالب بندی، استفاده از 11 یا 12 pt استاندارد است، بنابراین واقعاً، نوشته های خیلی بزرگی نیست.

منبع: Engvid-Jade Course Collection

We got crackers, uh, pt? and an assortment of seattle soft cheeses.

ما بیسکویت، اوه، PT؟ و مجموعه ای از پنیرهای نرم سئاتل داریم.

منبع: Grey's Anatomy Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید